از وقتی که بچه تر بودیم همیشه آرزوی اینو داشتیم که بزرگ بشیم و کارای آدم بزرگارو بکنیم. زمانی که یخورده بزرگتر شدیم و درواقع نوجوان شدیم، دیگه فکر کردیم بزرگ شدیم و دیگه همه کارامونو خومون باید بکنیم. و اونجا بود که اولین جدال جدی بین ما و پدر و مادرمون شروع شد. ما فکر می کردیم که دیگه بزرگ شدیم و انتظار داشتیم مثل یه آدم بزرگ باهامون رفتار بشه ، از طرفی پدر مادر هامون هنوز نگرانمون بودن و با ما مثل بچه ها رفتار می کردن. و این یکی از بزرگترین مشکلات والدین با نوجوان ها محسوب می شده و حتی الانم میشه. حالا ما امروز می خواهیم این دوره مهم و پرهیجان که برای همه آدما رخ داده رو بررسی کنیم و ببینیم رفتار و کنش درست در این زمان چه چیزایی هست. پس اگر نوجوانی هستین که نمی تونید با والدینتون مشکل دارید یا پدر و مادر نگرانی هستید که آینده فرزندتون براتون مهمه تا پایان این مقاله همراه ما باشید.

واقعیت اینه که زمانی که والدین فرزند شون کوچیکه، بیشتر به نیازهاش، احتیاجاتش و علاقه مندی هاش توجه می کنند و همه چیز براش تهیه می کنند. یه علتش اینه که زمانی که بچه ها کوچیکترند، بامزه تر و کم آزارتر هستند و اینکه بچه ها تو سن ۲، ۳، ۴ و حتی تا ۷ – ۸ سالگی با والدین خودشون همراه ترند. ما بچه ها رو دوست داریم چون کارهای عجیب و غریب کمتری انجام میدن. تعجب برانگیزترین کار بچه ها اینه که یه وسیله شون خراب میشه یا غذایی که ما می خواهیم رو نمی خورند. اما وقتی سن بچه ها بالاتر میره، ممکنه جاهایی برن که ما دوست نداریم یا کارهایی کنند که نمی خواهیم و این نگرانی ما رو چند برابر می کنه. اما راه حل این مشکل چیه؟

اساسا خانواده ها و پدر و مادرها زمانی که بچه ها سنشون پایین تره، بیشتر دوستشون دارند و همین دوست داشتن باعث میشه اون ها هم پدر و مادرشون رو بیشتر دوست داشته باشند. البته ما به عنوان والد با همین انتظار می خواهیم جلو بریم و خودمون و فرزندان مون رو مدیریت کنیم.

بچه کم کم که به دوره نوجوانی می رسه، دیگه دوست داره استقلال داشته باشه. به این دوره میگن دغدغه نوجوانی . یعنی جایی که فرزند ما نه اون قدر بزرگ است، نه کودک. کودک می خواد به پدر و مادرش ثابت کنه که من بزرگم و مستقل هستم، برید کنار من همه کارهام رو می تونم انجام بدم. بعد هی شروع می کنه تغییرات عجیب و غریب کردن. در سن بلوغ اندام و جسم کودک تغییرات زیادی می کنه و حتی پدر و مادر ها گاهی شکل ظاهری فرزند خودشون رو دیگه مثل گذشته دوست ندارند و متعجب میشن. حتی یه وقت هایی نگران میشن و حتی ممکنه گاهی هر کدوم از این تغییرات رو به یه گناه یا اشتباه ربط بدن.

این ها مجموعه ای از اتفاقات،الگوها و تفکرات رو می سازه که باعث میشه روز به روز بین نوجوان و خانواده فاصله بندازه. این فاصله ها به حدی می رسه که گاهی اوقات دیگه نمیشه کنترلش کرد. ما باید قبول کنیم که بچه ها در دوران نوجوانی و سن بلوغ دیگه نیازی به مراقبت های سابق ندارند و اگه بخواهیم همون مراقبت های دوران کودکی رو ادامه بدیم، یعنی داریم بهش تکرار و تاکید می کنیم که تو کودک هستی و این دقیقا موضوعیه که فرزند ما داره علیه اون می جنگه.

نگرانی های والدین درباره فرزندان

والدین گاهی از نگرانی هاشون میگن که ممکنه خیلی مسائل بیاد سراغ بچه هامون. پس یعنی ما نباید از فرزندمون مراقبت کنیم؟ البته که باید مراقبش باشید. چون موضوعاتی که نوجوان رو تهدید می کنه بسیار متنوع تر و بیشتر از حالتیه که یه کودک رو تهدید می کنه. ولی از یه طرف هم فرزند شما داره رشد می کنه، داره بزرگ میشه و دوست داره که خانواده اش هم این بزرگ شدن رو ببینند و احساس کنند. نوجوان در سن بلوغ اینطور احساس می کنه که “من وقتی دارم قد می کشم، دوست دارم این قد کشیدن فقط جلوی آینه و جسمی نباشه. بلکه دوست دارم خانواده ام هم یک سری امتیاراتی برای من قائل بشن.”

ما فقط می بینیم که جوان ها و نوجوان ها خودشون دارند قد می کشند. اما اجازه ای که باید داشته باشند رو ندارند و هنوز خانواده نگران غذا خوردنشون هستند. درسته گاهی یکی خیلی لاغر هست یا این قدر چاقه که واقعا نیاز به مراقبت داره. اما مگه نه اینکه ما با سرزنش های متنوع، متوالی و مرتبمون نتونستیم تغییری در نوجوان ها و حتی بزرگسالان ایجاد کنیم؟ پس چرا دوباره همون رویه تکراری رو بعضی از خانواده ها هنوز دارند اجرا می کنند و ادامه میدن؟

ایراد کار والدین کجاست؟

مشکل ما تذکرات درست و درخواست های به جا نیست. مشکل ما سرزنش های تکراری و متوالی هست که هیچ نتیجه جدیدی هم ایجاد نمی کنه و اگر هم این نتیجه جدید هستش، خیلی کوتاه مدته. کوتاه ایجاد میشه و کوتاه هم از بین میره. ولی وقتی بچه از مسیرش خارج میشه، خانواده ها دوباره دست می زنند به همین سرزنش ها: ای بابا، چند بار بهت بگم این کار رو نکن، چند بار بگم این کار رو بکن، می میری آخر سر از گشنگی، چاق میشی، داری می ترکی. موضوع ما این نیست که این خانواده نباید نگران باشه؛ مگه میشه نگران فرزند نبود؟ ولی همیشه تاکید بر اینه که خانواده ها نباید با نگرانی هاشون زندگی کنند.

 

بحران هویت نوجوان,بحران هویت,شکل گیری هویت نوجوان

بحران هویت نوجوانان

 

بسياری از مشکلات دوران نوجوانی ريشه در چگونگی گذر وی از بحران هويت دارد و چنان چه ابعاد گوناگون اين دوران مهم زندگی به دقت مورد مطالعه قرار گيرد و نوجوان با آگاهی کامل اين دوران را سپری کند، مصونيت وی در برابر آسيب های اجتماعی افزايش خواهد يافت و به سهولت هويت موفق را احراز خواهد کرد.

هویت چیست؟

هویت عبارت از افتراق و تمیزی است كه فرد بین خود و دیگران می گذارد، هویت شخصی، یك ساختار روانی اجتماعی است یعنی هم شامل طرز تفكرها و عقاید می شود كه معرف فرد است و هم نحوه ارتباط فرد با دیگران را می رساند.

 

اریکسون اولین کسی بود که هویت را به عنوان دستاورد مهم شخصیت نوجوانی وگامی مهم به سوی تبدیل شدن به فردی ثمربخش وخشنود تشخیص داد. ازدیدگاه اریکسون هویت ازامتزاج خودپنداره های خصوصی واجتماعی سرچشمه می گیرد. پیامد این انسجام ازتداوم فردی یا همخوانی درونی است.

 

اریکسون تاکیدبسیارزیادی براهمیت رشد احساسی ازهویت قائل بود. اواز جهات فراوانی یافتن احساس هویت را تکلیف عمده زندگی فردی می دانست. به عقیده اریکسون هویت ممکن است ازدوراه منحرف شود. ممکن است پیش ازآن که رشدکند تثبیت شود(یعنی پیش ازموعدشکل بگیرد)،ویا اینکه بدون هیچ محدودیتی گسترش یابد.

 

جستجوی هویت

پدیده نوجوانی ،با این پرسش اساسی همراه است که نوجوان از خود می پرسد”من کیستم” این پرسش را که چند سال ادامه خواهد یافت “جستجوی هویت”می نامند. نوجوان در جستجوی پاسخی به این سوال اساسی است تا بر آن اساس بتواند جوابی برای پرسش‌هایی همچون: باید چگونه زندگی کنم؟چه حرفه ای راباید انتخاب کنم؟ در ارتباط باجنس مخالف وزندگی خانوادگی آتی چه خواهم کرد؟ با کدام باورهاوارزشها بایدزندگی کنم؟ و… بیابد.

 

پاسخ به این پرسشها آسان نیست و معمولاً با مقداری تشویش نیز همراه است. شاید بتوان گفت که تشویش والدین نیز کمتر از خود نوجوانان نیست. نوجوانانی که سعی می کنند که بالهای خود رابگشایند وبه دنیای خاص خویش پرواز کنند و والدینی که گاه به دلیل وابستگی به فرزند خود و استقلال جویی اونگرانند وگاهی نیز به دلیل مخاطراتی که پرواز غیرقابل پیش بینی ازآشیانه م‍‍ألوف درکمین نوجوان آنهاست، احساس ایمنی نمی کنند.

 

دوره هویت‌یابی در نوجوانان همراه است با فاصله گرفتن از خانواده و مبارزه برای استقلال، خود آگاهی و انتقاد از خود، خیال پردازی وکسب تجارب از طریق ایفای نقش‌های مختلف‌ در جامعه می باشد. در طی دوران نوجوانی فرزند شما سرگرم توسعه هویتش است. ممکن است او دچار فقدان اعتماد به نفس شود

 

مثلا درباره ظاهرش، اندامش و احساسات و افکار عجیب و غریبی که در حال تجربه کردن آنهاست دچار نگرانی شود، به همین علت است که در این سنین بیشتر آنها در اتاق خود می مانند و یا مدت زیادی را در حمام یا دستشویی سپری می کنند، به یاد داشته باشید که او مشغول تنظیم و تعدیل کارها برای خودش است و به هیچ وجه منظورش نپذیرفتن و یا رد کردن شما نیست.

 

عوامل موثر بر شکل گیری هویت در نوجوانان 

– عوامل شناختی: مانند رشد تفکر انتزاعی (منظور از تفکر انتزاعی، توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی است).

– والدین: نوع ارتباط آنها با نوجوان.

– مدرسه: موفقیت‌های درسی، نوع ارتباط با همسالان و معلمان.

– خیال پردازی نوجوان: که منبعی است برای ایفای نقش‌ها و رفتارهای او.

– عوامل اجتماعی، فرهنگی (بخشی از هویت نوجوانان در پذیرش نقش و جایگاه اجتماعی شکل می گیرد و همچنین ریشه در فرهنگ دارد).

– ترتیب تولد و فاصله سنی فرزندان در خانواده.

– رفتارهای نوجوان و بازخوردهای دیگران.

بحران هویت نوجوان,رفتار والدین با نوجوان,دوره ی نوجوانی

بسياری از مشکلات دوران نوجوانی ريشه در چگونگی گذر وی از بحران هويت دارد

 

بحران هویت

عدم موفقیت یك نوجوان در شكل دادن به هویت فردی خود اعم از اینكه به علت تجارب نامطلوب كودكی باشد یا شرایط نامساعد فعلی، بحران ایجاد می كند كه بحران هویت یا گم گشتگی نام دارد. بنابراین بحران هویت زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در یافتن هویت خویش دچار تردید، سردرگمی، بی هدفی و یک نوع یأس و افسردگی شود و در عین حال به یک تصور منفی از خود دچار گردد.

 

در هنگام بحران هویت، نوجوان دچار تضادها و كشمكش های ضد و نقیض می شود، به پدر و مادر خود علاقه دارد و از طرفی به خاطر امر و نهی های مكرر، از آنها تنفر هم دارد، هم از نظر اقتصادی و عاطفی وابسته به آنان است و هم می خواهد مستقل عمل كند و با آنها مخالفت می كند، این تضادهای درونی به رفتارهای ضد و نقیض می انجامد و نوجوان را شدیداً دچار اضطراب و ناراحتی ذهنی می كند.

 

عوارض بحران هویت

– اختلال در احساس زمان: دسته ای از نوجوانان وقت را به بطالت می گذرانند و در مقابل این دسته، برخی نوجوانان نیز احساس می كنند كه زمان به سرعت می گذرد و هیچ گاه وقت و زمان و مجال كافی برای انجام امورشان نخواهند داشت.

 

– از خودبیگانگی: بیگانگی به معنی رد و انکار عمیق ارزش‌های اجتماعی ودوری و جدایی ازدیگران است که از حد بدبینی های نوجوانان معمولی بسیار فراتر می رود.

 

– اعتیاد به مواد مخدر: نوجوانانی که هنوز هویت کسب نکرده اندممکن است برای فرار از تعاضهای روان به مواد مخدر روی آورند. ممکن است نوجوان در واکنش به احساس نا امنی، آشفتگی روانی، احساس حقارت، وطردشدگی وبیگانگی، تعارض باوالدین ویامشکلات زندگی روزمره به مواد مخدر روی آورد.

 

– واکنشهای اضطراب: نوجوانی که دچار اضطراب حاد است احساس ترس ناگهانی براو چیره می شود، گویی قرار است برایش حادثه بدی رخ دهد. ممکن است بی‌قرار و نا‌آرام شود، به سادگی ازجا بپرد وعلائم جسمانی مثل تهوع، سردرد، سرگیجه، واستفراغ در اوظاهر می شود، فراخنای توجه وحواسش منحرف می شود، دچار اختلال خواب می گردد.

 

– افسردگی نوجوانان: بسیاری ازنوجوانان افسردگی خود رابه صورت خستگی وبی قراری وتظاهر به بیماری نشان می دهند و درحالت افراطی به صورت فعالیت های جنسی، پرخاشگری ونیز رفتار بزهکارانه بروز می کنند. افسردگی نوجوانان معمولاًدو حالت دارد.اول اینکه نوجوان احساس تهی بودن وبی احساسی می کند. گویی که دوران کودکی سپری شده، بی آنکه بزرگسال رشد یافته ای جای آن را بگیرد. این نوع افسردگی ناپایدار است و معمولاً حل شدنی.

 

نوع دوم افسردگی نوجوان به دشواری ازبین می رود. ریشه های آن درتجربه شکستهای مکرردر طی زمان طولانی است. نوجوان ممکن است واقعاً برای حل مشکلات ورسیدن به اهداف شخصی تلاش کرده باشد، ولی به موفقیتی دست نیافته باشد. در این نوع افسردگی نوجوان رابطه اش رابا والدین، دوست یا کسی که به شدت به او علاقه داشته ازدست می دهد.

 

-خود کشی: خودکشی نوجوان معنای آن است که برای او زندگی مشکل ترازمرگ جلوه کرده است. درصدقابل توجهی ازنوجوانانی که به مراکز درمانی ارجاع می شوند کسانی هستندکه یادست به خودکشی زده،یا نقشه خودکشی درسرداشته اند. این افراد عموماًدرفاصله سنی ۱۵-۲۵سالگی هستند.

 

آشکارترین دلیل خودکشی نوجوان، احساسات منفی و ناامیدی وازدست دادن کنترل خود است. احساس گناه شدید، احساس تنهایی وبی کسی و بی‌پناهی، فقدان حمایت از نوجوان، ناتوانی درکنترل فشارهای وارده، ناتوانی درکنترل احساسات و رشد نیافتگی وعدم آمادگی برای مقابله بامشکلات پیش روی نوجوان مهمترین دلایلی است که ممکن است اورابه فکر یاعمل خود کشی وادارمی سازد.

نقش خانواده در هویت‌یابی نوجوان

بحران هویت,نوجوانی,هویت نوجوان

نقش والدین در شکل‌گیری هویت نوجوان

 

بخش عمده‌ای از هویت در دوران کودکی و نوجوانی در خانواده شکل می‌گیرد. افراد برای آنکه در دوران نوجوانی هویت مستقلی کسب کنند باید دوران کودکی خوبی را در کنار خانواده پشت سر گذاشته باشند تا ورود او به نوجوانی با آسیب کمتری همراه باشد.

زمانی یک نوجوان احساس صلاحیت، عزت، اعتماد و شایستگی خواهد کرد که در کودکی چنین احساسی را از خانواده دریافت کرده باشد. اگر این اتفاق نیفتد، ورود به دوران نوجوانی با آسیب همراه خواهد بود یعنی نوجوان مضطرب است و به خود اعتماد ندارد.

 

در دوران نوجوانی فرد سوالات زیادی درباره ماهیت خود می‌کند و اگر خانواده به درستی به آنها پاسخ نگوید او از نظر هویت فردی، فرهنگی و خانوادگی دچار تزلزل می‌شود. نوجوانان بسیار پرسشگر و کاوشگرند، این ویژگی‌ها نشان دهنده سلامت روانی یک نوجوان است و اگر نوجوانی پرسشگر نباشد نشان دهنده وجود اختلالاتی در اوست، اما متاسفانه برخی خانواده‌ها با این روحیه نوجوانان به درستی برخورد نمی‌کنند.

 

نوجوانان ممکن است پرسش‌هایی درباره فرهنگ و مذهب خود داشته باشند اما برخی خانواده‌ها با تحکم و اجبار سعی می‌کنند این موارد را به فرزندان خود تحمیل کنند که نتیجه آن نپذیرفتن مذهب است این در حالیست که نوجوانان قصد دارند که حتی خداوند را با عقل و منطق بپذیرند.

 

خانواده‌هایی که حمایت عاطفی خود را از فرزندان دریغ می‌کنند موجب از هم گسیختگی روحی و روانی آنان می‌شوند. فرزندان ممکن است دوستانی داشته باشند که خانواده‌ها آنها را تایید نمی‌کنند، با همدلی و همراهی با فرزندان رفته رفته آنان به این نتیجه می‌رسند که باید دوستان نامناسب خود را کنار بگذارند. برخورداری از حمایت عاطفی والدین به شدت در شکل گیری هویت عاطفی صمیمانه فرزندان تاثیر گذار است.

 

والدینی که مدام با یکدیگر درگیری دارند و تنش و استرس در خانه آنها حاکم است نمی‌توانند به خوبی با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند و نوجوانان به تدریج در دستیابی به هویت خانوادگی و حتی هویت فردی دچار مشکل می‌شوند و احساس ناشایستگی و کاهش اعتماد به نفس می‌کنند. با توجه به آنکه در چنین خانواده‌هایی حمایت عاطفی و محبت وجود ندارد روابط کلامی بین والدین و حتی بین والدین با فرزندان وجود ندارد و این موضوع باعث آشفتگی خاطر کودکان و نوجوانان می‌شود.

 

در چنین شرایطی فرزندان مستعد برقراری روابط ناسالم در خارج از محیط خانواده می‌شوند و ممکن است حتی با گروه‌های بزهکاری ارتباط برقرار کنند، چنین ارتباط‌هایی نوجوانان و جوانان را مستعد ابتلا به آشفتگی می‌کند. هویت فرزندان به طور کامل تحت تاثیر قرار می‌گیرد و از بین می‌رود.

 

والدین باید در برخورد با فرزند نوجوان خود به یاد داشته باشند که آنها دارای ویژگی‌های شخصیتّی متفاوتی هستند، لذا باید از به‌کار بردن روشی یکسان در برخورد با شخصیّت‌های مختلف خودداری نمایند، روش والدین می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در تغییر شخصیت فرزندان داشته باشد.

 

توصیه هایی به والدین در جهت کمک به حل بحران هویت:

– در برخورد با نوجوان ملایم و منطقی باشید.

– نظرات خود را به آنان تحمیل نکنید.

– تجارب موفقیت آمیز نوجوان را افزایش دهید.

– نوجوان را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.

– نسبت به عواطف و احساسات آنها بی تفاوت نباشید.

– توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی در خانه در روحیه و رفتار نوجوان منعکس می شود.

– به بهانه گفت و گو با نوجوانان اهداف خود را به آنها القا نکنید.

– تحمل نوجوانان را برای مواجه شدن با ناکامی های اجتماعی افزایش دهید.

– برای پر کردن اوقات فراغت نوجوانان اهمیت بسیاری قائل شوید.

– به بحث مهم تفاوت های فردی در هریک از نوجوانان توجه داشته باشید.

– ویژگی های فردی در دختر و پسر نوجوان متفاوت است.

اگر بخواهیم مستقل و بی حاشیه با اعتماد به نفس کامل برویم سر اصل مطلب، باید بگوییم که ما برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت به «اعتماد به نفس» و «عزت نفس» نیاز داریم.

اعتماد به نفس، اعتماد به خود است. خودتان را چقدر می شناسید و چقدر به این «خود» اعتماد دارید؟ چقدر برای تان محترم است و دوستش دارید؟ می بینید؟ «همه چیز به خودتان برمی گردد.» این لحن روانشناسانه و گاهی ناخواشیند جملات، برای خیلی از ما آشناست؛ همانجا که معلوم می شود همه چیز تقصیر خودمان و در دست خودمان است؛ حتی نداشتن اعتماد به نفس!

راه های افزایش اعتماد به نفس
آرام سازی
اگراعتماد به نفس ندارید، ناراحت و عصبی هستید، ابتدا فکر کردن را کنار بگذارید، سپس بکوشید با ورزش، آرام سازی، نماز و نیایش به آرامش برسید.

شناخت عمیق و درستی از خود داشته باشید

شناخت عمیق و درستی از خودتان داشته باشید چون پی بردن به توانایی های بزرگ و پنهان خودتان یکی از راه های مهم و موثر افزایش اعتماد به نفس است؛ بنابراین ذره بین به دست بگیرید و کوچکترین استعدادهای خود را کشف کرده و جدی بگیرید. از طرف دیگر حواستان به تعریف هایی که دوستان تان از شما ارائه می دهند باشد، شاید لازم باشد خیلی هایشان را باور کنید. خیلی وقت ها با توجه به چیزی که در موردتان می گویند می توانید به بخش های پنهان وجود خود پی ببرید و آنها را جدی بگیرید.

نقاط ضعف خود را بشناسید

مرحله دوم این است که نقاط ضعف خود را شناخته، برای رفع آنها اقدام کنید و در صورتی که این کار عملی نیست، با آنها کنار بیایید یا از راه های ممکن آنها را جبران کنید؛ مثلا اگر ناتوانی و محدودیت های جسمی یا مادرزادی وراثتی دارید از طریق افزایش توانایی های علمی یا هنری خود این نقص را جبران کنید.

 

کارهایی را که به خوبی انجام داده اید به یاد آورید
شاید انجام این امر در ابتدا مشکل باشد. ولی پس از مدتی با به یاد آوردن موفقیت کوچک اعتماد به نفس تان افزایش می یابد . شاید بگویید” من هرگز موفق نشده ام یا کار مهمی انجام نداده ام.” نیازی نیست قله اورست را فتح کنید. انجام رویدادهای روزمره نیز نوعی موفقیت است. برای مثال گرفتن گواهینامه ( با وجود اضطراب)، قبول شدن در امتحان( با درس خواندن زیاد) عضویت در تیم ورزشی، لاغر شدن، پس انداز کردن برای خرید دوچرخه، کمک به دیگران و صدقه دادن.

کاری را که در آن ماهر هستید، انجام دهید
کاری را که در آن ماهر هستید، انجام دهید تا احساس لیاقت و موفقیت کنید، هر کس در رشته ها و کارهایی بیشتر موفق است؛ یکی در آشپزی، یکی خیاطی، دیگری هم در کوهنوردی و … نوع کاری که در آن مهارت دارید مهم نیست، بلکه میزان رضایتی که از خودتان بابت انجام دادنش دارید مهم است. همان وقت که به خودتان دست مریزاد می گویید، اعتماد به نفس تان جان می گیرد.

 

به خود اطمینان دهید که شما هم می توانید اشتباه کنید
اگر احساس بدی نسبت به خود دارید، به خود تذکر دهید که شما هم می توانید اشتباه کنید. احساسات تان بر افکار و رفتار شما تأثیر می گذارد، وقتی احساس بدی نسبت به خود دارید، فقط خاطرات بد را به یاد می آورید و نسبت به خود بدبین می شوید. همیشه به خود یادآور شوید که شما هم می توانید اشتباه کنید

 

از کسانی که شما را تحقیر می کنند و باور ندارند، دوری کنید
از کسانی که شما را تحقیر می کنند و باور ندارند، دوری کنید. توصیه ساده ای است اما جواب می دهد.

در زندگی هیچ گاه لجباز نباشید
در زندگی هیچ گاه لجباز نباشید اما در حد یک دنده ترین آدم ها، هیچ جوره زیر بار ناامیدی نروید، همیشه امیدوار باشید که ناامیدی خودش اعتماد به نفس را در حد زیادی فلج می کند.

 

از مقایسه کردن خود با دیگران جدا بپرهیزید
هر چند همه مان به این کار بد عادت داریم اما اگر اعتماد به نفس بالا می خواهید از مقایسه کردن خود با دیگران جدا بپرهیزید و تنها خود را با گذشته های خودتان مقایسه کنید. اگر رو به رشد و پیشرفت و در حال حرکت هستید، خوب است و دلیلی ندارد غصه عقب ماندگی از فامیل یا دوستان را بخورید.

 

آیه یأس درونی نخوانید
آیه یأس درونی نخوانید. یعنی به خودتان شکست و ناتوانی را تلقین نکنید. اگر کسی هم بود که از این اخلاق های بد داشت، تحت تاثیرش قرار نگیرید چون در نتیجه این افکار، حس باورپذیری تان نسبت به خودتان کم می شود و سطح خود و توانایی های تان را پایین می آورید.

 

حرکات آدم هایی که اعتماد به نفس بالا دارند را انجام دهید
تحقیقات نشان می دهد که انجام تقلیدی حرکات آدم هایی که اعتماد به نفس بالا دارند، ترشح هورمون های تستوسترون که مربوط به افزایش قدرت هستند را بالا می برد و خلاصه تغییرات هورمونی پیچیده ای رخ می دهد. بنابراین موقع ایستادن با شانه های رو به عقب و صاف بایستید. بلند صحبت کنید و با اعتماد به نفس رفتار کنید. با تقلید این رفتار، دیگران هم شما را جدی تر می گیرند.

 

به سلامت و ظاهرتان برسید
پروفسور «کارن پاین» از دانشگاه هرتفوردشایر می گوید: «لباس های خاص در شرایط مختلف می تواند به افرادی که آن را به تن دارند، اعتماد به نفس بیشتری بدهد. او در کتابی که با همین موضوع منتشر کرده، مدعی است که لباس بر فرآیندهای ذهنی یک شخص تاثیرگذار است و بیش از طرف مقابل، احساسات خود فرد را تغییر می دهد. پس خوب بپوشید، به سلامت و ظاهرتان برسید و قهرمان زندگی خودتان باشید.

 

کارهای معوقه را انجام دهید

کارهای معوقه را انجام دهید. هر کاری را که مستلزم تصمیم گیری است انجام دهید، برای مثال تلفن کردن به دوست، نظافت منزل ، تعمیر ماشین.

اختلال اضطرابی یک اختلال روانی است که شیوع بیشتری نسبت به دیگر اختلالات روانی دارد. این اختلال بیشتر با نشانه‌ها و شکایت‌های جسمانی ظاهر می‌شود تا روانی. این اختلال روانی در صورتی که درجه شدت آن کم باشد، با اقدامات روان‌شناختی و اجتماعی درمان می‌شود، اما اگر درجه شدت آن زیاد باشد، اقدامات دارویی و روان‌شناختی را مطالبه می‌کند.
در ابتدا باید عرض کرد که اضطراب به صورت ابتدایی به دو گروه تقسیم می‌شود؛ یکی اضطراب نورمال و یکی اضطراب غیر نورمال.
در اضطراب نورمال توجه شخص به تهدید خارجی متمرکز است، اما در اضطراب غیر نورمال توجه شخص به پاسخ بدن مقابل اختلال متمرکز می‌باشد و بیشتر بروز اعراض جسمانی اتفاق می‌افتد. مثلا در یک اضطراب نورمال شما می‌بینید که فرد مقابل جمع از این‌که دیگران او را مسخره کند، نگران است و ترس دارد که اغلب در این‌جا از کلمه استرس استفاده می‌شود؛ یعنی فشار بی‌جای روانی برای انجام عملی یا موقعیت. اما در اضطراب غیر نورمال مثلا شخص بیشتر از پاسخ بدنی در هراس و ترس است مثلا لرزش قلب، لرزش بدن، افت فشار خون یا عدم قدرت حرف زدن در جمع.
اما بیشتر بحث بروز اعراض جسمانی است که در ادامه باز به دو گروه تقسیم می‌شود؛ یکی اضطراب که اعراض در آن ادامه‌دار است؛ مثلا فرد به صورت مداوم از ترس و نگرانی شکایت دارد و دیگری که اعراض به صورت موقتی(دوره‌ای) ایجاد می‌شود.

طبقهبندی اضطراب:
۱ اختلال اضطراب عمومی = اعراض به صورت دوام‌دار وجود دارد
۲ اختلال اضطراب دوره‌ای = اعراض به صورت دوره‌ای ایجاد می‌شود
A   اعراض ایجاد شده هیچ ارتباط با محیط و وضعیت ندارد، به نام پنانیک panic
B  اعراض ایجاد شده با محیط و شرایط ارتباط دارد؛ یعنی همین محیط و وضعیت بوده که باعث ایجاد اعراض اضطرابی شده است.
C  حالت مختلط هر دو گزینه  a و b
اضطراب یک حالت غیر نورمال روانی می‌باشد که هیچ ادله غیر نورمال جسمی طبی نداشته، گاها کاستی‌های درمواد کیمیاوی حامل پیام عصبی در سیستم عصبی دیده می‌شود که این نظریه را تداوی با ادویه تقویت می‌کند.
اگر تا حال نفهمیدید این مریضی یا حالت غیر نورمال روانی چیست؟ و از کجا بدانیم؟ اعراض یا به اصطلاح ساده شکایات و نشانه‌های زیر را دقت کنید:
همان‌طوری که در ابتدا گفتیم، این مشکل روانی با آن‌که بحث روانی است، بیشتر با اعراض جسمانی ظاهر می‌شود و در بحث نشانه‌ها و اعراض آن نیز دو نوع عرض وجود دارد؛ یکی جسمانی و دیگری روانی.

اعراض روانی:

‌پذیری
حساسیت به هر چیز محرک مثل سر و صدا در جاهای شلوغی
بی قراری، فرد بی جهت بی قرار و نگران است
عدم تمرکز
اعراض جسمانی:
خشکی دهن، درد معده، نفخ شکم و احساس بندش گلو
افزایش تعداد تنفس و احساس تنگی سینه و نفس
تپش قلب
تکرر ادرار و اختلال امر جنسی
گاها درد عضلات و سردردی، کم‌خوابی و وحشت شبانه
در یک تعریف کلی مولف مینویسد که؛ اگر فرد مضطرب به معنای عام در مورد چندین موضوع یا رویداد در اکثر روزها بیش از شش ماه نگرانی شدید داشته باشد، اختلال اضطراب غیر نورمال عمومی برایش تثبیت میشود.
همان‌طوری که در ابتدا مطرح شد، ابتدا اضطراب به نورمال و غیر نورمال تقسیم می‌شود که بحث ما روی غیرنورمال می‌باشد.
و از آن‌جمله گفتیم که خود اضطراب غیر نورمال به دو دسته دیگر تقسیم می‌شود که عمومی و دوره‌ای، و دوره‌ای باز به نوبه خود تقسیماتی دارد که در بالا ذکر شد. ما به شرح کامل اضطراب عمومی پرداخته‌ایم و می‌پردازیم. تنها تفاوت در این‌جاست که اعراض برای عمومی همیشه است، اما برای دوره‌ای در یک حالت خاص یا در یک موقعیت خاص ایجاد می‌شود که از آن به نام phobia و دیگری panic  یاد می‌شود که بیشتر گذرا بوده و دوره‌ای است.
مردم بیشتر از کلمه استرس در این مورد استفاده می‌کنند. مثلا شخصی قرار است در یک جمع سخنرانی کند، قبلا خوب بوده، اما الان که در این وضعیت یا شرایط قرار گرفته، دچار اعراض اضطرابی شده و همان اعراض ذکر شده بالا را پیدا نموده است. به این اعراض ایجاد شده در این وضعیت فوبیا اجتماعی social phobia  می‌گویند.

Appearance یا ظاهر فرد دچار اختلال اضطراب:
ابروها کشیده شده، وضعیت خمیده، بی قرار، رنگ پریدگی، عرق، آمادگی برای اشک ریختن، نگرانی و هراس داشتن، تمرکز مختل به حد که اشتباها از ضعف حافظه شکایت می‌کند، در حالی که به صورت واقعی حافظه شخص مختل نمی‌شود و دردهای سر و خلف شانه.
باید به یاد داشته باشید که این امریضان اغلب با شکایات جسمانی مراجعه می‌کنند؛ مثلا سر درد، درد خلف شانه، اختلال معده و… که دقت شخص معالج را می‌طلبد.
خواب در افراد مضطرب به صورت خاص مختل می‌شود که یکی از ادله‌های خوب برای پزشک می‌باشد. شخص در به خواب رفتن مشکل پیدا می‌کند و وقتی که خواب رفت، به صورت منقطع از خواب بیدار می‌شود و ممکن رویاهای وحشتناک داشته باشد.
در این قسمت توجه اشخاص معالج را می‌طلبد که در تشخیص این اختلال، چند مریضی دیگر را به یاد داشته باشند که اعراض مشابه دارد و با معاینات خاص بین آن‌ها ‌ افتراق بکنید.

جنون یا اسکیزوفرنی
دیمانس یا اختلال حافظه
مریضی پرکاری تایروید
کاهش قند خون
شیوع:
این اختلال در زنان بیشتر اتفاق میفتد.
اما آیا این اختلال روانی سبب یا فاکتور پیشساز هم دارد؟
بیشتر این اختلال عوامل مساعدکننده یا پیش‌ساز دارد:
عوامل مساعدکننده: جنتیک، نوعیت تربیت کودک، نوعیت شخصیتی که فرد دارا شده است.
عوامل تسریع‌کننده: مشکلاتی که فشار روانی ایجاد می‌کند؛ یعنی آن مشکلاتی که از توان جسم و فکر انسان خارج می‌شود، و با محیط یا شخص دیگر مرتبط است که با کمک آن‌ها حل می‌شود. این‌ها را به نام مشکلات استرس‌زا یا فشارهای روانی یاد می‌کنند. مثلا مشکلات خانوادگی، مشکلات شغلی، مشکلات روابطی، مشکلات جسمی مثلا مریضی‌های سنگین و….
عوامل نگهدارنده: ترس از خود مریضی، ترس از علایم ایجاد شده که مبادا مورد توجه دیگران قرار گیرد. این‌که شخص از مریضی خود ترس داشته باشد و یا از این‌که مبادا دیگران این مریضی او یا این علایم را متوجه شوند، برایش خطرساز است؛ یعنی بیشتر خود مریضی را تقویت می‌کند.
باید کلهم از ترس و استرس دوری جست و ابتدایی‌ترین تداوی از طرف خود شخص و از همین زمینه شروع می‌شود که استرس نداشته و کارها و عوامل استرس‌زا را یا از بین ببرد؛ یعنی نداشته باشد یا کمتر کند، یا آن‌که تحمل و بلع خویش را در این قسمت بالا ببرد که بحث روان درمانی و روان شناختی است.
مهم‌ترین عوامل در این مورد عوامل استرس‌زا است که هم زمینه‌ساز است و هم تسریع‌کننده این اختلال، و از آن‌طرف در جستجوها اکثر افراد که دچار این اختلال بوده، در سابقه خویش از یک حادثه استرس‌زا حکایت دارد.

فوبیا:
کمی هم در مورد اضطراب دوره‌ای
در این حالت بازهم اعراض همان اعراض یاد شده است، اما در یک شرایط خاص و یا وضعیت خاص ایجاد می‌شود. مثلا بیشترین مثال همان فوبیا اجتماعی است؛ یعنی شخص وقتی در جمع قرار گرفت، دچار اعراض می‌شود.
و این اشخاص زمانی که در معرض این حالات قرار بگیرد، اعراض ایجاد شده و این‌ها به صورت فیدبک و خودکار از آن شرایط و حالات گریزان است و تلاش می‌کند به صورت درونی که در آن موقعیت و شرایط قرار نگیرد.
مثلا شخصی که اضطراب نوع اجتماعی دارد که اصطلاح علمی‌اش فوبیای اجتماعی است، زمانی که قرار باشد در جمع قرار بگیرد، قبل از قبل اجتناب می‌کند و تلاش می‌کند در این شرایط قرار نگیرد و اگر قرار گرفت، اعراض نزدش ایجاد می‌شود. یا مثلا کسی که نمی‌شود در جمع سخنرانی کند، اگر به او گفته شود در فلان جمع باید سخن بگویی، اجتناب خواهد کرد و تلاش در مسیر که در آن شرایط قرار نگیرد یا اگر شخصی از طوفان و رعد وبرق ترس دارد و مضطرب می‌شود، اگر ابرهای سیاه و آن‌چنانی را ببیند، قبل از ایجاد طوفان و رعد وبرق از صحنه دور شده و در محافظ قرار خواهد گرفت.
این‌ها مثال‌هایی از اضطراب دوره‌ای و اخصا نوع اجتماعی آن بود.
می‌تواند هر نوع باشد، مثلا شخصی در یک قتل عام دخیل بوده که جان سالم به در برده است، هر وقت که فضایی مشابه به همان صحنه ایجاد شود، شخص مضطرب می‌شود. البته اطبا دقت دارند که این حالت را از اختلال ptsd تفریق کند که می‌داند چگونه میان اعراض فرق قایل شود.

مبدل پوشی، به عمل پوشیدن لباس جنس مخالف، بدون توجه به علت آن و با هر علت ممکن، گفته می شود. برعکس نظر فراگیر در افکار عمومی و پیش داوریها در خصوص مبدل پوشی، بسياري از افرادی که لباس جنس مخالف را می پوشند، این کار را برای دلایل جنسی یا یادگارخواهانه انجام نمی دهند.

مبدل پوش ها گاها از این شیوه، برای جلب توجه استفاده می کنند و علل و انگيزه های فراوانی را برای مبدل پوشی مطرح می کنند که موضوعات جالب و جذابی برای تحقيقات کیفی و کمی روانشناسان و روانپزشکان و محققان علوم میان رشته ای شمرده می شود. مبدل پوشی، نوعی انحراف جنسی است.

 

تخیلات یا امیال جنسی برای پوشیدن لباس جنس مخالف برای ابراز عقیده و نگرش و شیوه به صورت بلند مدت که البته راهکارهای درمانی مختلفی هم برای آن عرضه شده است. چنانچه به تعویق بیفند، مشکلات فراوانی را برای اشخاص مبتلا به این اختلال بوجود می آورد.

 

اختلال مبدل پوشی( DSM- IV) در بلند مدت، اعتياد ایجاد می کند و گاها برخی از علاقمندان به مبدل پوشی، به علت لذت و جلب توجهی که در این کار میبینند، قادر به ترک عادت نیستند. انحراف جنسی مبدل پوشی( TRANSVESTISM) هم در زنان مشاهده می شود و هم مردان و البته برخی از روانشناسان و مطالعات نشان می دهد که اختلال مبدل پوشی در مردان بیشتر رایج است.

 

مبدل پوشی,اختلال مبدل پوشی,بیماری اختلال مبدل پوشی مبدل پوشی

 

معیارهای تشخیصی

۱٫ ظرف مدت حداقل ۶ ماه، تحریک مکرر و شدید در اثر مبدل پوشی، همراه با تخیل ها و امیال و رفتارها اشکار می شود.

 

۲٫ این امیال باعث ناراحتی یا اختلال قابل ملاحضه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا زمینه های مهم ديگر در زندگی شخص می شود.

 

سازمان بهداشت جهانی معیار های زیر را برای اختلال مبدل پوشی دارد:

۱- شخص لباس‌های جنس مخالف را میپوشد تا ظاهر جنس مخالف را پیدا کند و حس کند متعلق به آن جنس است

 

۲- مبدل پوشی رابطه نزدیکی با انگیختگی جنسی دارد. هنگامی که ارگاسم روی میدهد و انگیختگی جنسی فروکش می کند شخص تمایل قوی برای تعویض لباسهای نامتناسبش پیدا می کند.

 

۳- معیار های کلی اختلال رجحان جنسی باید موجود باشند:

 

– شخص بطور مکرر دچار امیال یا تخیلات جنسی عمیق مربوط به فعالیت ها با اشیاء غیر عادی میشود.

 

– شخص طبق این امیال غیرعادی عمل می کند یا بر اثر آن ها به ميزان زيادي دچار ناراحتی می شود.

 

– رجحان غیرعادی شخص حداقل ۶ ماه دوام یافته است.

 

مبدل پوشی,اختلال مبدل پوشی,بیماری اختلال مبدل پوشی مبدل پوشی یا دگر پوشی

 

علایم و نشانه های اختلال مبدل پوشی

حس نیاز به لباس جنس مخالف برای برانگیختگی جنسی

 

پوشیدن لباس جنس مخالف برای کاهش استرس

 

عدم تحریک جنسی، مگر در مواقعی که شخص لباس یا اکسسوری جنس مخالف را به تن کند.

 

احساسات جنسی مستمر و قوی ناشی از تصور یا پوشیدن حتی یک آیتم از لباس جنس مخالف( این آیتم میتواند جوراب، کفش پاشنه بلند، پیراهن یا لباس زیر زنانه باشد.)

 

خرید لباس و اقلام ديگر مربوط به جنس مخالف، پوشیدن آنها و آنگاه دورانداختن آنها در تلاش برای پایان دادن به این رفتار

 

علائق یا اعمالی که دست کم به مدت ۶ ماه مشهود است و هرروز منجر به پریشانی جدّي در ارتباطات دوستانه، عاطفی و حتی حیطه کاری شخص می گردد.

بسياري از اشخاص مبتلا به این اختلال به دلیل پریشانی شدید، اغلب قادر به فعالیت در محل کار نخواهند بود.

 

چنانچه شخص جوان تر باشد، عمل کراس دِرِس امکان دارد باعث رضایت جنسی وی از خود شود.

 

اشخاص مسن معمولاً برای آنکه مدت زمان بیشتری لذت ببرند، اقداماتی مثل استمناء را انجام می دهند.

 

مبتلایان متأهل، در طول روابط جنسی لباس جنس مخالف را به تن می نمایند.

 

مبدل پوشی,اختلال مبدل پوشی,بیماری اختلال مبدل پوشی اختلال مبدل پوشی یا انحراف جنسی ترانسوستیک

 

دلایل مبدل پوشی

مبدل پوشی امکان دارد موقتی و وابسته به استرس باشد در اینصورت یک اختلال هویت جنسی به حساب می آید ، چنانچه وابسته به استرس نباشد شخص مبدل پوش مبتلا به یادگارخواهی با مبدل پوشی که نوعی انحراف جنسی است شناخته میشود و خصوصیت اصلی این نوع اختلال تحریک جنسی است، در مبدل پوشی امکان دارد مبدل پوشی سبب تحریک جنسی شود ولی سبب کاهش استرس هم میشود، گاهی هم شخص افکار مبدل پوشی دارد ولی تنها در زمان استرس به انجام آن میپردازد، مبدل پوشی امکان دارد همراه با اختلال های دیگری مانند آزارگری جنسی( سادیسم) و آزارخواهی جنسی و بچه بازي باشد

 

مواردی که بیمار مراجعه می کند:

– هنگامی که به دلایلی نمی تواند لباس جنس مخالف را بپوشد و تحت دسترس قرار گرفته باشد.

 

– مواردی که پوشیدن لباس جنس مخالف باعث اختلال در زندگی روزانه اش شده باشد.

 

– گاهی شخص مبتلا به دلیل اختلال های همراه( افسردگی، اضطراب، مصرف مواد، بیقراری جنسیتی) مراجعه میکند.

 

درمان اختلال مبدل پوشی جنسی

در صورتی که این اشخاص برای درمان رجوع کنند میتوانند از خدمات روانشناسان متخصص در حیطه جنسی بهره برده و از انواع درمانهای شناختی- رفتاری، رفتار درمانی، روانکاوی، روان پویشی و … بهره ببرند.

خشونت خانگی به معنی رفتار خشونت آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای ديگر همان خانواده است. طبق مطالعه های جامعه شناسی، مقصود اصلی خشونت خانگی کودکان خردسال هستند.دومین نوع خشونت رایج در خانواده، خشونت علیه زنان است.

خشونت داخل خانواده بازتاب الگوهای کلی تر رفتار خشن است. بسياري از مردانی که زنان و کودکانشان را از نظر فیزیکی مورد تجاوز قرار میدهند ، سابقه خشونت در زمینه های ديگر را هم دارند. پذیرش فرهنگی شکل هایی از خشونت خانگی مثل تنبيه بدني از عواملی است که ميزان خشونت خانگی را افزایش می دهد.

 

در خشونت خانگی هم زنان امکان دارد قربانی باشند، و هم مردان. برای این که کسی که خشونت و بدرفتاری را اعمال می کند امکان دارد هم زن باشد، و هم مرد.

 

خشونت خانگی ممکن است نه تنها بین زنان و مردان، بلکه بین دگرباشان هم اتفاق بیفتد. ولی در کل، اغلب زنان هستند که درگیر خشونت خانگی از طرف اعضای مرد خانواده خویش هستند. متأسفانه خشونت خانگی و توضیح آن آن قدر ساده نیست؛ برای این که به غیر از وجود آن بین زنان و مردان یا دگرباشان، خشونت میتواند بر کودکان، والدین و سالمندان هم تحمیل گردد.

 

خشونت خانگی,خشونت خانگی چیست,خشونت خانگی چیست و چطور می‌توان با آن مقابله کرد خشونت خانگی

 

انواع خشونت خانگی

خشونت فیزیکی

شاید پرخطر ترین نوع خشونت خانگی، ضرب و شتم مهاجم باشد. اعمالی مانند مشت زدن، لگد زدن، گاز گرفتن، هل دادن، خفه کردن، زخم کردن، غرق کردن، کشیدن مو، سوزاندن و حتی تهدید به حمله فیزیکی از جمله این خشونت هاست.

 

قطع کردن نیازهای فیزیکی مانند تغذیه، بهداشت، کمک به درمان جراحت یا بیماری و زندانی کردن هم از خشونت های فیزیکی شمرده می شود.

 

پرتاب اشیاء، شکستن و اسیب زدن به وسیله های منزل و حتی اسیب زدن به حیوانات خانگی هم از این جمله است.

 

در این مورد لازم است که اقدامات فوري از طريق مراکز و منابع حمایتی صورت گیرد تا از اسیب های جدّي پيش‌گيري شود.

 

خشونت روانی

خشونت روانی است این نوع خشونت به معنای هر نوع رفتار و گفتار خشنی است که سلامت روانی شخص را با خطر مواجه می نماید. مانند انتقاد ناروا، تمسخر، توهین، تهدید به ازدواج مجدد ، تهدید به طلاق، اعمال مالکيت، عدم اجازه خروج از خانه، تهدید به بچه دزدی، تهدید به تخریب دارایی، متلک گویی و اجبار به دیدن تصاویر و صحنه های خلاف عفت.

 

خشونت جنسی

خشونت جنسی به معنای هر نوع رفتار جنسی خشنی است که از روی قصد و نیت توأم با زور و بی رضایتی و یا اکراه و یا بي‌ميلي و یا بیرون از ارتباطات متعارف بین دو جنس مخالف به تهدید و صدمه جنسی انجام شود و مصادیق آن عبارتند از تجاوز به عنف، آزار جنسي و مزاحمت و تماس بدنی، ختنه دختران، بارداری اجباری، اجبار به روابط جنسی غیر طبیعی، اجبار به روابط جنسی در زمان قاعدگی و بیماری.

 

خشونت خانگی,خشونت خانگی چیست,خشونت خانگی چیست و چطور می‌توان با آن مقابله کرد پیشگیری از خشونت خانگی

 

خشونت اقتصادی

خشونت اقتصادی یعنی رفتاری خشن در امور مربوط به اشتغال، اقتصاد، دارایی که شخص را تحت فشار و ازار و تبعیض قرار می دهد. مثل عدم پرداخت نفقه، بخل و کنترل وسواسگرانه مخارج خانه، دریافت اجباری حقوق همسر، تبعیضات و نابرابری های اقتصادی.

 

خشونت معمولاً بازتابی از پائین بودن سطح تحمل افراد جامعه، احساس پرخاشگری و اسیب روانی است. افرادی که در بچگی در معرض انواع خشونت قرار گرفته اند، افردی که اعتماد به نفس پایینی دارند، برای خود احترام و ارزش مخصوصى قائل نیستند و یا افرادی که خلق افسرده ای دارند، انواع خشونت را نسبت به خود بیشتر تحمل می کنند.

 

خشونت خانگی,خشونت خانگی چیست,خشونت خانگی چیست و چطور می‌توان با آن مقابله کرد کاهش خشونت خانگی

 

زنان نسبت به مردان بیشتر مستعد پذیرش خشونت هستند

خشونت در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی و در بین هر دو جنس زن و مرد دیده می شود. ولی زنان نسبت به مردان بیشتر مستعد پذیرش خشونت هستند و در گروه های اسیب پذیر ناشی از خشونت بیشتر دیده می شوند.

 

این مسأله متأثر از دلایل و عوامل مختلفی است. از جمله عوامل روانشناختی مؤثر در خصوص اعمال خشونت علیه زنان، عزت نفس پائین، درماندگی آموخته شده، دلبستگی اضطرابی، امید به بهبود شرایط در آينده، ترس از تنهایی، وابستگی عاطفی به همسر و پذیرش خشونت با هدف حمایت از فرزندان است.

 

دسته دیگری از این عوامل شامل عدم پذیرش از طرف خانواده پدری، سرزنش ها و تحقیرهای خانواده، عدم حمایت و طرد شدن از طرف خانواده، وابستگی اقتصادی به همسر و نداشتن شغل مطلوب است. همینطور بعضی از بازدارنده های اجتماعی مثل حفظ آبروی اجتماعی و ترس از تضعیف جایگاه اجتماعی و یا برچسب های جامعه سبب می شود، زنان بیشتر در معرض این نوع آسیب ها قرار بگیرند.

 

خشونت خانگی,خشونت خانگی چیست,خشونت خانگی چیست و چطور می‌توان با آن مقابله کرد خشونت خانگی عوامل و راهکارها

اثرات روان شناختی خشونت خانگی چیست؟

خشونت خانگی زمینه ساز پیدایش اختلال های روانی مختلف می شوند. از آن جایی که شخص در محیطی ناسالم به زندگی خویش ادامه می دهد؛ درمان اختلال های روانی بسیار دشوار خواهد بود. همچنین افردی که قربانی خشونت خانگی خستند ممکن است که تبدیل به یک آزارگر شوند.

 

برای نمونه کودکی که سالها قربانی خشونت خانگی شده است، ممکن است بعد از ازدواج و صاحب فرزند شدن، فرزندش را مورد ازار و خشونت قرار دهد. این وضعیت میتواند به یک چرخهٔ دنباله دار تبدیل شود. بعضی از اختلال های روان شناختی که ممکن است اشخاص در نتیجهٔ خشونت خانگی به آن دچار شوند عبارتند از:

 

اختلال افسردگی و دوقطبی

– استرس حاد و استرس بعد از سانحه

– اضطراب اجتماعی و اضطراب فراگیر

– پنیک اتک

– اعتیاد

– اختلال های شخصیت

– خود‌کشی

 

چنانچه مشکوک به سوءاستفاده یا خشونت خانگی یکی از اطرافیان تان هستید، به کمک وی بیایید.

 

بایدها و نبایدها در برخورد با فرد قربانی

– این کارها را نباید بکنید:

– صبر نکنید تا وی پیش قدم بشود؛

– او را قضاوت و نکوهش نکنید؛

– به او فشار نیاورید؛

– او را نصیحت نکنید؛

– برای حمایت های خویش شرط نگذارید.

 

این کارها را باید بکنید:

– سوال کنید آیا مشکلی دارد؛

– نگرانی خود را ابراز کنید؛

– گوش کنید و وی را تائید کنید؛

– پیشنهاد کمک بدهید؛

– از تصمیم های او حمایت کنید.

 

با خشونت خانگی چه کنیم؟

کسانی که در معرض خشونت خانگی قرار می گیرند معمولاً با این فکر که اوضاع بدتر نشود، از آن صحبتی نمی کنند. زنان به علت ترس از طلاق، معمولاً به طرف شکایت کردن یا در خواست حمایت نمی روند.

 

به علت این که خشونت خانگی تنها خشونت فیزیکی تلقی شده و از طريق پزشک قانونی قابل تائید است، برای حل انواع ديگر خشونت معمولاً تدبیری اندیشیده نمی شود و اثبات آن سخت است.

 

ولی در پایان مسأله ترس از آبرو، ترس از فروپاشی زندگی، ترس از طلاق و ترس از آينده فرزندان طلاق اصلی ترین دلایلی است که اشخاص در مقابل خشونت خانگی سکوت می کنند و تلاش در کنار امدن با آن دارند. باید بدانید که برای درمان خشونت خانگی بهترین راه استفاده از جلسات مشاوره روانشناسی و مشاوره گرفتن از یک شخص متخصص در زمینه مشاوره خانواده است.

تست اعصاب,آرامش ذهن,تست روانشناسی

تست اعصاب

 

مشغله زندگی و کار، فشارهای جسمی و روحی در محیط اطراف، آلودگی ها و تنشها و بسیاری عوامل دیگر باعث عدم داشتن اعصابی آرام شده اند، اما با ما می‌توانیم با تسلط بر ذهن خود اعصابی آرام داشته باشیم. در ادامه به شما پیشنهاد می‌کنیم با انجام یک تست روانشناسی اعصاب خود را بسنجید و همچنین راهکارهایی برای داشتن ذهنی آرام را دنبال کنید.

این آزمون یک آزمون استاندارد روانشناسی، برای سنجش اعصاب است. با انجام این تست می‌توانید بفهمید شما از آن آدم‌هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می‌ریزند و تسلیم می‌شوند یا اینکه با صبر و اعتمادبه‌نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می‌کنید و می‌ایستید.

 

شما باید خودتان را در هر یک از ۱۰ موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید. سپس، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات‌تان را حساب کنید نتیجه تست خود را در انتها بخوانید.

 

 پرسش‌‌های تست روانشناسی

۱- فرض کنید کارفرمای‌تان از شما می‌خواهد به دفتر او بروید و هنگامی که شما را در دفترش می‌بیند، با لحن تندی با شما برخورد می‌کند. شما در این حالت، کدام‌یک از کارهای زیر را انجام می‌دهید؟

الف) احساس شکست و تحقیر می‌کنید و هنگامی که به محل کارتان برمی‌گردید، ماجرا را برای بقیه همکاران‌تان هم تعریف می‌کنید.(۲ نمره)

ب) به محل کارتان برمی‌گردید و سعی می‌کنید همه چیز را فراموش کنید.(۵ نمره)

ج) موضوع را با یکی از صمیمی‌ترین دوستان‌تان در میان می‌گذارید و سعی می‌کنید با کمک او راه حلی برای مشکل‌تان پیدا کنید.(۷ نمره)

 

۲- فرض کنید که یک هفته است وارد محل کار جدیدی شده‌اید اما هر چه تلاش می‌کنید، نمی‌توانید با هیچ‌کدام از همکاران جدیدتان دوست شوید. چه کار می‌کنید؟

الف) حوصله‌تان از این کار جدید سر می‌رود. دیر سر کار می‌روید و زود برمی‌گردید.(۲ نمره)

ب) کارتان را به درستی انجام می‌دهید اما همزمان به دنبال کار مناسب‌تری هم می‌گردید.(۵ نمره)

ج) سعی می‌کنید بفهمید که مشکل از شماست یا همکاران‌تان. سعی می‌کنید علت این نوع رابطه را کشف کنید و راه‌حلی برایش پیدا کنید.(۷ نمره)

 

۳- فرض کنید چند ساعت روی یک پروژه وقت گذاشته‌اید اما کامپیوترتان دچار مشکلی می‌شود و تمام اطلاعاتی که روی سیستم ذخیره کرده بودید، ‌از دست می‌رود. آن‌وقت شما..

الف) دل‌تان می‌خواهد با مشت به صفحه مانیتور بکوبید و آن را خرد کنید.(۲ نمره)

ب) با عصبانیت از محل کارتان بیرون می‌آیید و از صحنه دور می‌شوید.(۵ نمره)

ج) ناراحت می‌شوید اما به این فکر می‌کنید که از چه راهی می‌شود دوباره این اطلاعات را به دست آورد و ذخیره کرد.(۷ نمره)

 

۴- فرض کنید که یک هفته برای پروژه‌تان زحمت کشیده‌اید و فقط چند ساعت دیگر تا موعد تحویل پروژه وقت دارید اما هنوز قسمت‌هایی از کارتان مانده است که باید کامل شود. چه کار می‌کنید؟

الف) می‌خواهید کارتان را تمام کنید ولی آنقدر هیجان‌زده و عصبی هستید که نمی‌توانید روی کارتان تمرکز کنید.(۲ نمره)

ب) با خودتان می‌گویید: شاید بد نباشد اگر کمی هم استراحت کنم.(۵ نمره)

ج) با خودتان می‌گویید: «من که تا اینجا آمده‌ام، این چند ساعت را هم کار می‌کنم» و بعدش هم تصمیم می‌گیرید کارتان را به اتمام برسانید.(۷ نمره)

 

۵- فرض کنید کارفرمای‌تان شما را از سر کارتان اخراج می‌کند. چه کار می‌کنید؟

الف) آنقدر نگران و پریشان می‌شوید که شب خواب‌تان نمی‌برد.(۲ نمره)

ب) تصمیم می‌گیرید که چند روزی از کار به دور باشید(مثلا بروید مسافرت) و بعدش برگردید و به یک شغل جدید فکر کنید.(۵ نمره)

ج) نیازمندی‌های روزنامه را باز می‌کنید و به دنبال کار می‌گردید و از طریق دوستان و آشنایان‌تان هم جویای کار می‌شوید.(۷ نمره)

 

 

۶) فرض کنید در ارتباط با صمیمی‌ترین دوست‌تان دچار شک و تردید شده‌اید. چه کار می‌کنید؟

الف) مدام به این فکر می‌کنید که دوست‌تان قصد دارد شما را فریب بدهد و به‌ شما خیانت کند.(۲ نمره)

ب) ارتباط‌تان را با او قطع می‌کنید.(۵ نمره)

ج) تصمیم می‌گیرید با او حرف بزنید و بفهمید که مشکل کجاست.(۷ نمره)

 

۷) فرض کنید رابطه‌تان با صمیمی‌ترین دوست‌تان به هم خورده است. آن‌وقت شما…

الف) خودتان را به بی‌خیالی می‌زنید و می‌گویید تقصیر خودش بود!(۲ نمره)

ب) سعی می‌کنید با دوست دیگری، یک ارتباط صمیمانه برقرار کنید.(۵ نمره)

ج) سعی می‌کنید بفهمید مشکل‌تان کجای کار بوده و اگر رفع‌شدنی است، مشکل را رفع کنید؛ وگرنه، در ارتباط‌های بعدی، بیشتر دقت کنید.(۷ نمره)

 

۸) شب است و شما در بزرگراه رانندگی می‌کنید که ناگهان اتومبیل‌تان دچار مشکل می‌شود و در تاریکی تنها می‌مانید. آن‌وقت شما…

الف) وحشت می‌کنید که مبادا به شما حمله کنند یا ماشین‌تان را بدزدند.(۲ نمره)

ب) ماشین را قفل می‌کنید و برای کمک گرفتن به نزدیک‌ترین محل می‌روید.(۵ نمره)

ج) سعی می‌کنید از ماشین‌های دیگر کمک بگیرید.(۷نمره)

 

۹) درست رانندگی می‌کنید که ماشین پشت سرتان دستش را می گذارد روی بوق و می‌خواهد از شما سبقت بگیرد. چه کار می‌کنید؟

الف) می‌گذارید رد شود ولی به او ناسزا می‌گویید.(۲ نمره)

ب) اهمیت نمی‌دهید چون هنوز فاصله‌اش با شما زیاد است.(۵ نمره)

ج) کنار می‌کشید تا از شما سبقت بگیرد و رد شود.(۷ نمره)

 

۱۰) پلیس دارد به اشتباه شما را جریمه می‌کند در حالی که شما اطمینان دارید هیچ خلافی مرتکب نشده‌اید. چه کار می‌کنید؟

الف) با پلیس جر و بحثمی‌کنید و به او می‌گویید به هیچ عنوان این جریمه را قبول نخواهید کرد.(۲ نمره)

ب) می‌دانید که بحثکردن با او هیچ فایده‌ای ندارد و به همین دلیل جریمه را سریع قبول می‌کنید.(۵ نمره)

ج) سعی‌تان را می‌کنید که در کمال آرامش او را متقاعد کنید اما وقتی می‌بینید که او به هیچ وجه، قبول نمی‌کند جریمه را قبول می‌کنید.(۷ نمره)

 

تفسیر آزمون

به کسانی که در این آزمون، بیشتر از ۶۵ امتیاز آوردهاند باید تبریک گفت و آنهایی هم که امتیازشان بین ۳۰ تا ۶۵ شده است، باید بدانند که در مواجهه با استرسهای زندگیشان کمی مشکل دارند و بهتر است درباره راههای مقابله با استرس بیشتر مطالعه و تمرین کنند.

 

راهکارهایی برای داشتن اعصابی آرام

تست اعصاب,تست خودشناسی,تست روانشناسی

راهکارهایی برای آرامش ذهن

 

– به موسیقی گوش دهید:

متخصصان میگویند، موسیقی باعث آرام شدن ضربان قلب و تسکین روح است. پس در شرایط سخت و نگران کننده می‌توانید با گوش دادن به آهنگی که ریتم ملایمی دارد خود را آرام کنید. جالب است بدانید که نتایج تحقیق دانشمندان ثابت کرده است که گوش دادن به موسیقی آرام و کلاسیک به مدت ۳۰ دقیقه اثر آرامبخشی معادل دریافت ۱۰ میلیگیرم والیوم (دیازپام ) دارد.

 

– به جسم و ذهن خود استراحت دهید:

جسم و ذهن شما قطعا در حین کار به استراحت نیاز دارید، هنگامی که فشار کاری زیادی احساس میکنید، مکان آرامی را پیدا کنید و بنشینید یا دراز بکشید و خود را برای دقایقی از شرایط استرس دور کنید. چند نفس عمیق بکشید و بر نفس کشیدن خود تمرکز کنید تا ضربان قلبتان آرام شود. ذهنتان را آزاد کنید.

 

– خود را ماساژ دهید:

گاهی اوقات شدت فشارهای عصبی و استرس به حدی است که باعث گرفتگی ماهیچه ها در فرد میشود. در این شرایط میتوانید از تکنیک ساده ماساژ استفاده کنید

 

نمونه‌ای از تکنیک‌های ماساژ

هر دو دست را بر روی شانه ها و گردن قرار دهید

با کف دست و انگشتان ، خود را ماساژ دهید

فشار دادن محکم با دست باعث آزاد شدن و رفع خستگی شانه ها میشود

با یک دست ، آرنج و بازوی دست مخالف را بگیرید و خوب ماساژ دهید

این کار را از بازو شروع کنید و تا انگشتان پایین بروید و ادامه دهید

حرکت را برای دست دیگر نیز انجام دهید .

 

– تصویرسازی کنید:

آیا شما ذهنی پر مشغله دارید و زیاد به مسائل فکر میکنید ؟ سعی کنید یک تصویر آرام و رویایی برای خود ایجاد کنید. برای شروع میتوانید در ذهن خود هر چیزی را که شما را آرام میکند تصور کنید، به عنوان مثال تصور یک تعطیلات در جایی که آرزوی آن را دارید، در یک جزیره، یک خانه ویلایی و یا هرچیزی که شما را آرام میکند و ذهن شما را برای مدتی از مساله تنش زا دور میکند . هرچه تصویر ذهنی ساخته شده توسط شما واقعی تر و قویتر باشد ، شما بیشتر از حالت استرس زا دور میشوید.

 

– تفکر و تمرکز یا مدیتیشن انجام دهید:

اگر فکر میکنید که مدیتیشن یعنی اینکه بدن خودتون رو درحالت خاصی قرار بدید، خودتون رو بپیچونید و برای ساعت‌ها در اون حالت باقی بمونید ، باید بگم در مورد نحوه فکر کردنتان باید تجدید نظر کنید!

 

با انجام این تست روانشناسی شخصیت خود را در ارتباط با عملکردی که در اجتماع با مردها دارید بشناسید.

فرضیه‌های زیر را با دقت بخوانید و طبق دیدگاه و نظری که دارید پاسخ بله و یا خیر را انتخاب کنید:

 

فرضیه‌های آزمون

۱- تصور اینکه به مرد نیازمند باشم، هراسی در من ایجاد نمی کند.

بله / خیر

 

۲- بدون اینکه علتش را بدانم، از مردان عصبانی می شوم.

بله / خیر

 

۳- اغلب مردان گرایش دارند یا زورگویی کنند یا ضعیف باشند.

بله / خیر

 

۴- به مردها به اندازه زن ها احترام می گذارم و برایشان ارزش قائلم.

بله / خیر

 

۵- هرگز نمی خواهم به مردی آنقدر دلبسته شوم که با از دست دادنش افسرده شوم.

بله / خیر

 

۶- از اینکه مردی بتواند مشکلات شخصی و موفقیت‌هایش را با من در میان بگذارد، لذت می‌برم.

بله / خیر

 

۷- تنها چیزهایی که مردان را به راستی هیجان زده می کند، ورزش و مشکلات کاری است.

بله / خیر

 

۸- مردان در خارج از کار و فراسوی حلقه ی دوستانشان، همانند بچه می شوند.

بله / خیر

 

۹- وقتی مردی نیازمند به نظر می رسد، احترامم نسبت به او کم می شود.

بله / خیر

 

۱۰- نگران نیستم که وقتی نیاز مرد زندگی ام را برطرف می کنم، از زمان یا انرژی برای مراقبت از خودم محروم شوم.

بله / خیر

 

۱۱- می ترسم که خودم را در زندگی مشترکم نادیده بگیرم و بسیار تلاش می کنم که چنین چیزی رخ ندهد.

بله / خیر

 

۱۲- مردها ممکن است بگویند می خواهند صمیمیت ایجاد کنند، اما آنچه به راستی می خواهند تسلط بر زن است.

بله / خیر

 

۱۳- گمان می کنم تعادل سالمی از وابستگی بین من و شوهرم در آینده وجود دارد.

بله / خیر

 

۱۴- من از آسیب پذیری مرد لذت می برم، زیرا متوجه می شوم او هم انسان است و در نتیجه بیشتر به او اعتماد می کنم.

بله / خیر

 

۱۵- وقتی نیاز های شوهرم را بر آورده می کنم و او نیز نسبت به نیازهای من حساس است، احساس خوبی پیدا می کنم.

بله / خیر

 

۱۶- می دانم در زندگی ام به مردی نیاز دارم، اما در کل خیلی مردها را دوست ندارم.

بله / خیر

 

۱۷- اگر شوهرم نتواند از نظر جنسی مرا ارضا کند، گمان می کنم مشکل دارد.

بله / خیر

 

۱۸- به طور کلی به راحتی به مردها اعتماد می کنم.

بله / خیر

 

۱۹- به نظرم بیشتر مردها تا حدودی احساس امنیت می کنند.

بله / خیر

 

۲۰- وقتی فعال و قاطع هستم، همچنین وقتی ملایم و پذیرنده هستم، در کنار شوهرم احساس خوبی دارم.

بله / خیر

 

۲۱- از اینکه شوهرم را به رخ دیگران بکشم، لذت می برم.

    بله / خیر

     

    ۲۲- برایم سخت است که از نظر جنسی به شوهرم پاسخ دهم مگر اینکه خودم پیشقدم باشم.

    بله / خیر

     

    ۲۳- می پذیرم که حتی اگر من آمادگی ندارم، شوهرم باید همیشه آماده باشد که به من عشق بورزد.

    بله / خیر

     

    ۲۴- به نظرم همه مردها شبیه هم هستند.

    بله / خیر

     

    ۲۵-  من در کنار پدرم ناراحت هستم.

    بله / خیر

    تست روانشناسی,تست روانشناسی شخصیت،تنفر از مردها شخصیتتان را در ارتباط با مردها بشناسید

     

    محاسبه امتیاز پاسخ‌ها

    برای پاسخ درست به شماره های زیر ۱ امتیاز در نظر بگیرید:

    ۲۵-۲۴-۲۳-۲۲-۲۱-۱۷-۱۶-۱۲-۱۱-۹-۸-۷-۵-۴-۳-۲

     

    برای هر پاسخ غلط به شماره های زیر ۱ امتیاز در نظر بگیرید:

    ۲۰-۱۹-۱۸-۱۵-۱۴-۱۳-۱۰-۶-۱

     

    امتیازات را با هم جمع کنید.

     

    تحلیل آزمون

    – اگر امتیاز شما ۰ تا ۴ است: شما به راحتی به خواسته های هیجانی ارتباط را با خواسته تان برای فعالیت یا کار مستقل متعادل می کنید. امتیازتان نشانهای از سطح بالایی از راحتی شخصی و احساس آرامش در کنار مردان است. در حالی که ممکن است بسیار قوی و پیشرونده باشید،

     

    قدرت و شایستگی تان به روشی بیان نمی شود که نگرشی خشمگینانه یا رقابتی به سوی مردان را نشان دهد. هر آسیبی که در گذشته با مردان تجربه کرده اید، به قدر کافی حل شده است، به طوری که ارتباط اخیرتان را مسموم نمی کند. در اصل، شما مردان را می پذیرید و بدون قضاوت نسبت به آسیب پذیری شان حساس هستید.

     

    – اگر امتیاز شما ۵ تا ۷ است: در حالی که شما به نسبت با یک ارتباط مستقلانه با مرد زندگی تان احساس راحتی می کنید، گاهی می ترسید که فداکاری زیادی برای او خیلی طلبکارانه برخورد کند. پاسخ های شما گرایش نسبی تان به سوی نادیده گرفتن، حیطه های معینی از ارتباط شماست: شما ممکن است متوجه شوید که مردان کمی با شما محتاط و مردد هستند.

     

    – اگر امتیاز شما ۸ تا ۱۱ است: شما گرایش دارید نیازمندی های هیجانی مرد را نادیده بگیرید و آنها را انکار کنید. امتیازات در این دامنه مشخص می کندکه هر مردی، به جز مردان با اعتماد به نفس، ممکن است در قبال شما با حالت دفاعی و مضطربانه واکنش نشان دهند. مردی ممکن است در قبال شما با حالت دفاعی و مضطربانه واکنش نشان دهند. مردی ممکن است با شما راحت نباشد زیرا می ترسد او را “ناتوان” بپندارید.

     

    مردان ممکن است توانایی شما را نه به عنوان خصوصیتی جالب و فوق العاده، بلکه به عنوان سلاحی بالقوه در نظر بگیرند. احتمال دارد که آسیب های حل نشده از گذشته، ارتباطات جاری شما را در تحت تاثیرقرار دهند و موجب ناراحتی و انزوا در مرد زندگی تان شود. شما نیاز دارید با آنچه هستید احساس آرامش و راحتی بیشتری کنید.

     

    – امتیاز ۱۲ و بالاتر: ناراحتی شما از وابستگی به مرد و ترستان از اینکه توسط او مورد بهره کشی قرار بگیرید، موجب می شود ازلحاظ عاطفی از او کناره گیری کنید. ممکن است قصد نداشته باشید از جانب هیچ مردی تهدید شوید، اما موقعیتی را در ارتباطتان شکل می دهید که موجب ایجاد اضطراب در مرد می شود.

     

    این ممکن است برای شما مفید باشد که سطوح راحتی خود را با توانایی فردی تان کشف کنید و بکوشید تا احساسات توام با خشم قدیمی نسبت به مردان را که در ارتباطات جدید به سطح می آیند، در خود فرو بنشانید.

    هر شخصی در زندگی خویش احتیاج به توجه و دریافت احساس عاطفی و محبّت از اطرافیان دارد که اگر به این نوع رفتارهای احساسی توجهی نشود ضربه عاطفی سنگینی به دنبال دارد. در این بین بنا بر ذهنیات عمومی زنان بیش از شخص دیگری احتیاج به محبّت دارند ولی موضوعی که از همه مهم تر است ابراز محبّت زوج ها به یکدیگر است.

    شاید بتوان امار بالای طلاق را در دنیای امروز، به مشغله های زندگی امروزی و غافل شدن از یکدیگر نسبت داد. بیشتر اوقات ، گذر زمان سبب می شود ارتباطات عاطفی بین زوجین کمرنگ شود. همیشه طلاق بهترین راهکار نیست، گاهی با اندکی سعی می توانیم ارتباط مان را با شریک زندگی مان به روزهای نخست بازگردانیم.

     

    برای ترمیم ارتباط، لازم است بدانیم چطور به همسر خویش محبّت کنیم. برای این که به همسرمان نشان بدهیم هنوز دوستش داریم و ارتباطی که با وی داریم برای مان بسیار مهم است، باید بدرستی به وی محبّت کنیم. اینگونه می توانیم وی را هم برای حل مشکلات مان تشویق کنیم.

     

    نشانه های کمبود محبّت

     

    مشکلات شک و بدبینی بین زن و شوهر

    هنگامی که بی توجهی( به هر دلیلی) از طرف همسر شروع می گردد، کم کم عشق و محبّت بین آن ها کم رنگ خواهد گردید و زوجین از یکدیگر فاصله خواهند گرفت.

     

    در این جا است که بخاطر کمبود محبّت دریافتی زوجین دچار طلاق عاطفی خواهند گردید و شک و تردید( عدم اطمینان به همسر) وارد زندگی می شود و این فکر که مبادا همسرم به دیگری علاقمند شده باشد و … در ذهن هر یک متبادر خواهد شد و به علت احساس مالکیتی که زن و شوهر نسبت به دیگری دارند، تلاش در کنترل همسر خواهند کرد، در اینصورت ديگر حریم شخصی بي معنا خواهد بود و تنش و دل نگرانی راه خود را به زندگی باز می کند که از جمله عوامل ویرانگر زندگی خواهد بود. زنان به این محبّت های شوهران شان احتیاج دارند.

     

    جملات محبت آمیز , محبت به همسر , عشق و محبت

    راههای جلب محبت همسر

     

    شنیدن جمله دوستت دارم

    افرادی دیگری که به گفتن جمله دوستت دارم باوری ندارند اشخاص بی انصافی هستند که فکر می کنند اگر از این کلمه استفاده کنند سبب سواستفاده طرف مقابلشان می شود و در نهایت دسته دیگری که از گفتن کلمه دوستت دارم پرهیز می کنند افرادی درون گرا و کم حرف هستند که معتقدند به علت این که دوست داشتن خویش را در عمل نشان میدهند نیازی به گفتن این کلمه و تکرار آن نیست در حالیکه اعتقاد ما این است همان طور که یک گل برای رشد خود احتیاج به آب، آفتاب و خاک و کود مناسب دارد بکار بردن این کلمه در ارتباطات انسانی تاثیرگذار بوده و برای تفاهم و تحکیم ارتباطات زوجین و مادر و فرزند و یا پدر و فرزند و … احتیاج به تکرار این کلمه است و در واقع استفاده از این کلمه کمک کننده به ارتباطات انسانی بوده و نقش موثری در سلامت روان اشخاص دارد.

     

    درک کردن و بخشش

    روزهایی در زندگی هر زوج وجود دارد که هر کدام مرتکب خطاهایی میشوند که در این روزها دوام آوردن و یا تحمل کردن شرایط کار آسانی نیست ولی باید این مسئله را در نظر بگیرید که هیچ شخصی کامل نیست. همسرتان از شما انتظار دارد که وی را بفهمید، ارزش وی را بدانید و وی را ببخشید و مطمئن باشید که زندگی شما با بخشش دوام می آورد.

     

    خانم ها معمولاً نوسانات هورمونی بالایی را در طول ماه تجربه می کنند که در این شرایط هیچوقت نباید طوری عکس‌العمل نشان دهید که گویی وی دیوانه شده است. وی در این زمان ها مهربانی، درک و دلسوزی شما را می خواهد.

     

    جملات محبت آمیز , محبت به همسر , عشق و محبت

    ابراز محبت به همسر

     

    اعطای حس استقلال

    هرکدام از همسران نباید توقع داشته باشند که همسر او شبیه او فکر کند و سلیقه وی را داشته باشد و حس و علاقه هایش مانند وی باشد.چون خلقت الهی و از آیات خداوند این است که هر شخص نظام مغزی، فکر، سلیقه و جسم و روح و… متفاوت باشد.یعنی تنوع خود باعث تکامل است.یکسانی و یکنواختی باعث رکود وجمود می شود. یکی از محبّت های مرد نسبت به همسرش شاید ایجاد احساس استقلال در وی و فراهم کردن شرایط مطلوب برای تنها بودن اش باشد.

     

    روش محبت کردن 

    از کارهایی که همسرتان برای کسب کردن محبّت شما انجام می دهد انتقاد نکنید، به عنوان مثال چنانچه همسرتان برای جلب محبّت شما به شیوه ای ابراز محبّت می کند آنرا بيش از اندازه لوس ندانید.

     

    همسرتان را به روش خویش دوست نداشته باشید بلکه به روش همسرتان در محبت کردن توجه کنید و گاهی ان طور رفتار نمایید. چنانچه برای سالگرد ازدواج تان، میخواهید هدیه ای به همسرتان دهید از قبل در مورد هدیه مورد علاقه اش اطلاعاتی بدست آورید.

     

    جملات محبت آمیز , محبت به همسر , عشق و محبت

    افزایش محبت بین زن وشوهر

     

    راههای محبّت به همسر

    – چنانچه غمگین است به احساسش احترام بگذار.

    – هنگامی که خسته است به وی کمک کن.

    – هر وقت به تنهایی نیاز دارید و میخواهید با خودتان خلوت کنید، به وی بگو که می خواهی زمان کوتاهی تنها باشی و بزودی نزد وی خواهی بود.

    – درصورتی که دیگر نیازی به تنهایی نبود و نزد وی بروید، با بیانی دوستانه به وی دلیل ناراحتی خویش را بگو و وی را مطمئن ساز که تقصیری متوجه ی وی نبوده است.

     

    – درحضور اشخاص دیگر به وی احترام بگذار از خوبی هایش تعریف و تمجید کن.

    – در جمع و میهمانی به وی بیش از دیگران توجه کن.

    – در مناسبت های خوب زندگی، مثل سالروز ازدواج یا تولد و غیره با نوشتن مطلبی کوتاه اظهارعشق و علاقه کن.

    – تلاش کن حال و حس وی را درک نموده و بعد حرف بزنید. به عنوان مثال درصورتی که حالش خوب است، بگو امروز شادمان بنظر می رسی و یا درصورتی که سرحال نبود بگو« فکر می کنم خسته هستی».

     

    – تلاش کنید، رفتارتان مانند روزهای اول آشنایی باشد. نخستین روزهای آشنایی را همواره به یاد داشته باشید.

    – به کارهای خانه رسیدگی کن و چنانچه چیزی نیاز به تعمیر دارد انجام بده و از وی بپرس، کاری هست که بتوانید انجام دهید.

    – صمیمیت را چاشنی زندگی کنید و به جای این که در در برابر یکدیگر بایستید به موازات یکدیگر حرکت کنید و به« ما شدن» بیندیشید. بال پرواز یکدیگر باشید.

     

    – هنگامی که کاری برایتان انجام می دهد، تشکر خود را بیان نما.

    – با هم طوری حرف بزنید که از خواسته های یکدیگر به خوبی آگاه شوید.

    – از هم‌دیگر نظرخواهی کنید.

    – به کارهای روزانه اش علاقه نشان بده، و از کارهایی که انجام می دهد سؤال کن.

     

    – تلاش کنید در خارج شدن از خانه، لباس هر دوی شما منظم و شیک باشد.

    – سفرهای کوتاه در زندگی ترتیب دهید.

    – برایش هدایای مناسبی تهیه کن.

    – از محل کار به وی تلفن بزن، حالش را جویا شو، به ویژه در شرایطی که بیمار است و یا درصورتی که خبر جالب و خوشایندی دارید.

    درحالیکه بیماری کووید-۱۹، جهان را در بر گرفته و همچنان پیش می‌رود و بسیاری از مردم هر روز اقدام‌هایی را برای پیشگیری از مبتلا شدن به این بیماری انجام می‌دهند؛ از قرنطینهٔ خانگی گرفته تا شستشو و ضدعفونی کردن بدن و محیط زندگی.اما بسیاری از زنان باردار با شیوع گسترده ویروس کرونا در سطح جهان نگران انتقال این ویروس به جنین خود هستند.

    آیا زنان باردار در خطر بیشتری هستند؟ آیا اگر آلوده به این ویروس شوند، امکان انتقال ویروس به جنین وجود دارد؟

     

    در صورت مثبت بودن تست ویروس کرونا در اولین اقدام به پزشک و مامای خود خبر دهید. اگر علایم شما خفیف است در خانه بمانید و اقدامات مراقبتی را در منزل انجام دهید. اگر علایم شدیدی دارید باید به بیمارستان مراجعه کنید.

     

    برای جداسازی شخصی  زنان باردار مبتلا به کرونا به مدت ۱۴ روز باید در خانه خود را ایزوله کرده و از تماس با دیگران خودداری کنید. به محل کار یا مدرسه نروید. از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نکنید.

     

    زایمان در دوران کرونا,کرونا و بارداری,کرونا در دوران بارداری

    کرونا و زایمان

     

    در خانه بمانید و دیگران را ملاقات نکنید. از دوستان و آشنایان خود بخواهید که به عیادت شما نیایند.در اتاقی با تهویه‌ی مناسب و دارای پنجره استراحت کنید.

     

    تا جایی که امکان دارد خود را از دیگر اعضای خانواده دور نگه دارید. از حوله، قاشق و چنگال و بشقاب جداگانه استفاده کنید و جدا از دیگر اعضای خانواده غذا بخورید.

     

    از دوستان و آشنایان خود بخواهید که خریدهای شما را انجام دهند و وسایل خریداری شده را بیرون از در منزل قرار دهند.

     

    با کمک اپلیکیشن‌ها و سایت های مختلف برنامه‌های یوگا و پیلاتس را به صورت آنلاین دنبال کرده و سعی کنید که از نظر بدنی فعال بمانید

     

    در حال حاضر اعلام نشده که در صورت ابتلای مادر کدام یک از دو روش زایمان طبیعی یا سزارین امن‌تر است. بنابراین بنا بر خواست مادر یکی از این دو روش انجام خواهد شد.

     

    در صورت داشتن مشکلات تنفسی زایمان سزارین توصیه می‌شود. در مورد استفاده از بی‌حسی اپیدورال هم محدودیتی وجود ندارد.

     

    بعد از بهبودی چگونه روند مراقبت بارداری  برای احتیاط ۱۴ روز بعد از بهبودی سونوگرافی می‌تواند انجام شود. این مدت زمان ۱۴ روز با افزایش اطلاعات ما در مورد ویروس ممکن است کم‌تر هم شود.

     

    اگر بیماری کووید ۱۹ بهبود پیدا کرد و قبل از زایمان تست فرد منفی بود، فرد به راحتی و به هر روشی که میخواهد می‌تواند زایمان را انجام دهد و دیگر خطری برای کادر درمان و اطرافیان وجود ندارد.

     

    اگر در زمان جداسازی شخصی فرایند زایمان شروع شود، بلافاصله با پزشک خود تماس بگیرید و به او اطلاع دهید که به کرونا مبتلا هستید. اگر علایم بیماری خفیف باشد، در مراحل اولیه‌ی زایمان و شروع درد آن بهتر است در خانه بمانید.

     

    زایمان در دوران کرونا,کرونا و بارداری,کرونا در دوران بارداری

    تاثیر کرونا بر زایمان

     

    در صورت مراجعه به بیمارستان نکات زیر را رعایت کنید:

    – از وسایل نقلیه شخصی یا آمبولانس برای رفتن به بیمارستان استفاده کنید.

    – در صورت ورود به بخش عمومی ماسک جراحی بزنید و تا زمانی که در اتاق خصوصی قرار نگرفتید ماسک خود را بر ندارید.

    – همسر فرد می‌تواند در تمام مراحل کنار او باشد ولی حضور سایر افراد اصلا توصیه نمی‌شود.

     

    این ویروس جدید است و اطلاعات ما در مورد آن اندک است. در حال حاضر می‌دانیم که ویروس از طریق قطرات تنفسی منتقل می‌شود و در حال حاضر شواهدی در مورد انتقال ویروس از مادر مبتلا که در ماه سوم بارداری است به نوزاد  منتشر نشده است.  اگر در هنگام تولد نوزاد، مادر مبتلا و یا مشکوک به ابتلا باشد باید از نوزاد تست ویروس گرفته شود.