هر انسانی كم و بیش اشتباهاتی دارد ولی در این میان آنهایی برنده هستند كه میدانند چگونه آنرا جبران كنند و بار دیگر سعی كنند آن اشتباه تكرار نشود. چون رفتارهای انسانها در تعامل با یكدیگر است، پس خطای یكی به آزرده شدن دیگری می انجامد. حالا كه همه انسانها احتمال دارد خطا كنند و در روابط شان باعث دلخوری كسی شوند، پس باید عذرخواهی كردن را بیاموزند.

شنیده اید كه می گویند: «عذرخواهی كردن یك هنر است»؟ این جمله كوتاه، با خود بار معنایی زیادی دارد. یادتان هست نخستین هنری را كه یاد گرفتید، چه بود؟ بیشتر كودكان با رنگ آمیزی شروع می كنند و اول یاد می گیرند متناسب، موزون و زیبا رنگ آمیزی كنند تا مرحله بعد به نقاشی برسند. مهمترین چیزی كه در آن دقت می كردید این بود كه از خط بیرون نزنید و همین طور داخل تصویری كه باید رنگ می زدید، حتی نقطه ای سفید نماند. بنابراین توازن دارد و گرفتار افراط و تفریط نمی شود.

 

عذرخواهی  هم یك هنر رفتاری است كه باید دقت كنید نه بیش از حد باشد كه به عزت نفس تان و وجهه ای كه نزد دیگران دارید لطمه بزند و نه آنقدر درعذرخواهی كردن بخیل باشید كه اشتباهاتتان را بدون جبران كردن و همچنین بدون ترمیم دلگیری دیگران باقی بگذارید.

 

كسی را تصور كنید كه در محل كار برای آنكه همكارانش با او ارتباط خوبی داشته باشند، مدام برای كارهای كرده و ناكرده خود عذرخواهی كند. بعد از یك مدت دیگران چه قضاوتی از او خواهند داشت؟ یا كسی كه حتی در یك اختلاف جدی كه خطایش محرز هم شده است، حاضر نباشد عذرخواهی كند. هر دوی این مواقع فرد با بی هنری كامل، در ارتباطات خود اشكال ایجاد كرده است. شما سعی كنید مانند هر هنر دیگری، باتمرین و ممارست، این هنر را هم یاد بگیرید چراكه زندگی فردی و خانوادگی تان دگرگون خواهد شد.

واضح و صریح بگویید
واضح و صریح بگویید كه برای كدام رفتار و اشتباه تان میخواهیددلجویی كنید. همان اشتباهی كه قلبا پذیرفته اید و باعث دلخوری طرف مقابل شما شده است را نام ببرید.

 

این جمله در بیشتر مواقع استفاده می شود: اگر باعث ناراحتی ات شده ام، مرا ببخش. درحالیكه این جمله و جملاتی شبیه به آن به قدری كلی است كه مشخص نمی كند شما متوجه شده اید چرا او ناراحت است یا خیر. باید خیلی ساده، صریح و مصداقی عذرخواهی كنید. مثلا بگویید: برای اینكه به فلانی گفتم تو آدم خسیسی هستی، مرا ببخش. بهتر است در چنین مواقعی اگر كارتان علتی داشته آنرا هم بیان كنید. علتش لازم نیست محكمه پسند باشد اما بگویید كه چرا چنین خطایی را مرتكب شده اید.

 

ممكن است طرف مقابل شما فكر كند از او متنفر هستید كه پشت سر او گفته اید آدم خسیسی است اما شما یك دلیل داشته اید: او ماشینش را به شما قرض نداده است و چون خودتان ماشین ندارید، حس حسادت باعث شده است بخواهید مقابله به مثل كنید. در چنین شرایطی همین كه بگویید: تو حق داشتی ماشینت را به من ندهی اما من آن لحظه عصبانی شدم و كار خطایی كردم. عذرخواهی هر چه موضوعی تر و صریح تر باشد بیشتر به دل شنونده خواهد نشست.

شیوه عذرخواهی مؤثر

اگر می خواهید از كسی عذرخواهی كنید، درست و به موقع این كار را انجام دهید.

 

ببخشید اما من مقصر نبودم
گاهی انجام غلط یك كار آسیب بیشتری دارد از اینكه آن كار را انجام ندهید. پس اگر می خواهید از كسی عذرخواهی كنید، درست و به موقع این كار را انجام دهید. زمان واقعی عذرخواهی وقتی نیست كه كسی از شما رنجیده است بلكه زمانی است كه خودتان قبول كرده اید كه كار خطایی انجام داده اید. اگر فقط وقتی دلخوری كسی را می بینید و به خاطر اینكه رابطه تان خراب نشود، عذرخواهی كنید، در این كار چندان موفق نمی شوید.

 

حتی ممكن است باهم بحث تان بشود و كار به جاهای باریكتر و دلخوریهای عمیق تر بكشد. شما باید زمانی برای عذرخواهی پیشقدم شوید كه بدانید و قبول كرده باشید كه كارتان خطا بوده است. حتی ممكن است طرف مقابل شما دلخور نشده یا بروز نداده باشد اما همین كه متوجه خطای خود شدید، پیشقدم شوید.

 

علت اینكه باید خطای خود را قبول كرده باشید احساسی است كه با زبان بدن و بار معنایی كلمات به طرف مقابلتان القا می كنید. ممكن است یك جمله ببخشید، من اشتباه كردم را زمانی كه در حال نقش بازی كردن هستید، بگویید: «ببخشید دیگه، باشه من اشتباه كردم!» كه این جمله كاملا نشان دهنده این است كه به نوعی می خواهید موضوع را تمام كنید و به اصطلاح از سر خود واكنید. حتی اگر در انتخاب كلمات هم دقت كافی داشته باشید، زبان بدن رسواكننده است و احساس طرف مقابلتان در این زمینه اشتباه نخواهد كرد. پس برای آنكه كار را خراب تر نكنید زمانی عذر بخواهید كه واقعا اشتباه خود را پذیرفته اید.

تغییر رفتار در دراز مدت
به كار بردن كلماتی مانند «ببخشید»، «معذرت میخواهم» یا «وای! اشتباه كردم» و غیره، به هیچ وجه عذرخواهی واقعی محسوب نمی شود بلكه پیش زمینه های عذرخواهی هستند. این نوع عذرخواهیها شاید در زمانی كه ناخواسته به كسی تنه میزنیم یا به میان حرف كسی میپریم مثمرثمر باشد اما در موارد دیگری كه احساسات طرف مقابل را عمیقا جریحه دار كرده ایم، به هیچ وجه مؤثر نیستند.

 

معذرت خواهی صحیح و مؤثر آن است كه به كسی كه سبب ایجاد رنجش یا كدورت در قلب او شده ایم، پاسخی عاطفی، همدلانه و از صمیم قلب بدهیم. در واقع معذرت خواهی باید از ته قلب و برای رفتار خاصی باشد كه انجام داده ایم وگرنه بی معنا و بی اثر خواهد بود. این كار با بحث جبران فرق میكند. شما یكبار موقع عذرخواهی از طرف مقابل می پرسید كه چگونه خطایم را جبران كنم كه این حرف كاملا ضروری است اما بعد از آن و در حیطه های مشابه باید تغییر رفتار در شما ایجاد شود؛ مثلا دیگر در جمع از همسرتان ایراد نگیرید. در غیراینصورت به طور موقت دلخوری برطرف میشود و بار بعد با شدت بیشتری ایجاد شده و دیگر به عذرخواهی تان هم اعتمادی وجود ندارد.

اگر بخواهیم مستقل و بی حاشیه با اعتماد به نفس کامل برویم سر اصل مطلب، باید بگوییم که ما برای رسیدن به خوشبختی و موفقیت به «اعتماد به نفس» و «عزت نفس» نیاز داریم.

اعتماد به نفس، اعتماد به خود است. خودتان را چقدر می شناسید و چقدر به این «خود» اعتماد دارید؟ چقدر برای تان محترم است و دوستش دارید؟ می بینید؟ «همه چیز به خودتان برمی گردد.» این لحن روانشناسانه و گاهی ناخواشیند جملات، برای خیلی از ما آشناست؛ همانجا که معلوم می شود همه چیز تقصیر خودمان و در دست خودمان است؛ حتی نداشتن اعتماد به نفس!

راه های افزایش اعتماد به نفس
آرام سازی
اگراعتماد به نفس ندارید، ناراحت و عصبی هستید، ابتدا فکر کردن را کنار بگذارید، سپس بکوشید با ورزش، آرام سازی، نماز و نیایش به آرامش برسید.

شناخت عمیق و درستی از خود داشته باشید

شناخت عمیق و درستی از خودتان داشته باشید چون پی بردن به توانایی های بزرگ و پنهان خودتان یکی از راه های مهم و موثر افزایش اعتماد به نفس است؛ بنابراین ذره بین به دست بگیرید و کوچکترین استعدادهای خود را کشف کرده و جدی بگیرید. از طرف دیگر حواستان به تعریف هایی که دوستان تان از شما ارائه می دهند باشد، شاید لازم باشد خیلی هایشان را باور کنید. خیلی وقت ها با توجه به چیزی که در موردتان می گویند می توانید به بخش های پنهان وجود خود پی ببرید و آنها را جدی بگیرید.

نقاط ضعف خود را بشناسید

مرحله دوم این است که نقاط ضعف خود را شناخته، برای رفع آنها اقدام کنید و در صورتی که این کار عملی نیست، با آنها کنار بیایید یا از راه های ممکن آنها را جبران کنید؛ مثلا اگر ناتوانی و محدودیت های جسمی یا مادرزادی وراثتی دارید از طریق افزایش توانایی های علمی یا هنری خود این نقص را جبران کنید.

 

کارهایی را که به خوبی انجام داده اید به یاد آورید
شاید انجام این امر در ابتدا مشکل باشد. ولی پس از مدتی با به یاد آوردن موفقیت کوچک اعتماد به نفس تان افزایش می یابد . شاید بگویید” من هرگز موفق نشده ام یا کار مهمی انجام نداده ام.” نیازی نیست قله اورست را فتح کنید. انجام رویدادهای روزمره نیز نوعی موفقیت است. برای مثال گرفتن گواهینامه ( با وجود اضطراب)، قبول شدن در امتحان( با درس خواندن زیاد) عضویت در تیم ورزشی، لاغر شدن، پس انداز کردن برای خرید دوچرخه، کمک به دیگران و صدقه دادن.

کاری را که در آن ماهر هستید، انجام دهید
کاری را که در آن ماهر هستید، انجام دهید تا احساس لیاقت و موفقیت کنید، هر کس در رشته ها و کارهایی بیشتر موفق است؛ یکی در آشپزی، یکی خیاطی، دیگری هم در کوهنوردی و … نوع کاری که در آن مهارت دارید مهم نیست، بلکه میزان رضایتی که از خودتان بابت انجام دادنش دارید مهم است. همان وقت که به خودتان دست مریزاد می گویید، اعتماد به نفس تان جان می گیرد.

 

به خود اطمینان دهید که شما هم می توانید اشتباه کنید
اگر احساس بدی نسبت به خود دارید، به خود تذکر دهید که شما هم می توانید اشتباه کنید. احساسات تان بر افکار و رفتار شما تأثیر می گذارد، وقتی احساس بدی نسبت به خود دارید، فقط خاطرات بد را به یاد می آورید و نسبت به خود بدبین می شوید. همیشه به خود یادآور شوید که شما هم می توانید اشتباه کنید

 

از کسانی که شما را تحقیر می کنند و باور ندارند، دوری کنید
از کسانی که شما را تحقیر می کنند و باور ندارند، دوری کنید. توصیه ساده ای است اما جواب می دهد.

در زندگی هیچ گاه لجباز نباشید
در زندگی هیچ گاه لجباز نباشید اما در حد یک دنده ترین آدم ها، هیچ جوره زیر بار ناامیدی نروید، همیشه امیدوار باشید که ناامیدی خودش اعتماد به نفس را در حد زیادی فلج می کند.

 

از مقایسه کردن خود با دیگران جدا بپرهیزید
هر چند همه مان به این کار بد عادت داریم اما اگر اعتماد به نفس بالا می خواهید از مقایسه کردن خود با دیگران جدا بپرهیزید و تنها خود را با گذشته های خودتان مقایسه کنید. اگر رو به رشد و پیشرفت و در حال حرکت هستید، خوب است و دلیلی ندارد غصه عقب ماندگی از فامیل یا دوستان را بخورید.

 

آیه یأس درونی نخوانید
آیه یأس درونی نخوانید. یعنی به خودتان شکست و ناتوانی را تلقین نکنید. اگر کسی هم بود که از این اخلاق های بد داشت، تحت تاثیرش قرار نگیرید چون در نتیجه این افکار، حس باورپذیری تان نسبت به خودتان کم می شود و سطح خود و توانایی های تان را پایین می آورید.

 

حرکات آدم هایی که اعتماد به نفس بالا دارند را انجام دهید
تحقیقات نشان می دهد که انجام تقلیدی حرکات آدم هایی که اعتماد به نفس بالا دارند، ترشح هورمون های تستوسترون که مربوط به افزایش قدرت هستند را بالا می برد و خلاصه تغییرات هورمونی پیچیده ای رخ می دهد. بنابراین موقع ایستادن با شانه های رو به عقب و صاف بایستید. بلند صحبت کنید و با اعتماد به نفس رفتار کنید. با تقلید این رفتار، دیگران هم شما را جدی تر می گیرند.

 

به سلامت و ظاهرتان برسید
پروفسور «کارن پاین» از دانشگاه هرتفوردشایر می گوید: «لباس های خاص در شرایط مختلف می تواند به افرادی که آن را به تن دارند، اعتماد به نفس بیشتری بدهد. او در کتابی که با همین موضوع منتشر کرده، مدعی است که لباس بر فرآیندهای ذهنی یک شخص تاثیرگذار است و بیش از طرف مقابل، احساسات خود فرد را تغییر می دهد. پس خوب بپوشید، به سلامت و ظاهرتان برسید و قهرمان زندگی خودتان باشید.

 

کارهای معوقه را انجام دهید

کارهای معوقه را انجام دهید. هر کاری را که مستلزم تصمیم گیری است انجام دهید، برای مثال تلفن کردن به دوست، نظافت منزل ، تعمیر ماشین.

اختلال اضطرابی یک اختلال روانی است که شیوع بیشتری نسبت به دیگر اختلالات روانی دارد. این اختلال بیشتر با نشانه‌ها و شکایت‌های جسمانی ظاهر می‌شود تا روانی. این اختلال روانی در صورتی که درجه شدت آن کم باشد، با اقدامات روان‌شناختی و اجتماعی درمان می‌شود، اما اگر درجه شدت آن زیاد باشد، اقدامات دارویی و روان‌شناختی را مطالبه می‌کند.
در ابتدا باید عرض کرد که اضطراب به صورت ابتدایی به دو گروه تقسیم می‌شود؛ یکی اضطراب نورمال و یکی اضطراب غیر نورمال.
در اضطراب نورمال توجه شخص به تهدید خارجی متمرکز است، اما در اضطراب غیر نورمال توجه شخص به پاسخ بدن مقابل اختلال متمرکز می‌باشد و بیشتر بروز اعراض جسمانی اتفاق می‌افتد. مثلا در یک اضطراب نورمال شما می‌بینید که فرد مقابل جمع از این‌که دیگران او را مسخره کند، نگران است و ترس دارد که اغلب در این‌جا از کلمه استرس استفاده می‌شود؛ یعنی فشار بی‌جای روانی برای انجام عملی یا موقعیت. اما در اضطراب غیر نورمال مثلا شخص بیشتر از پاسخ بدنی در هراس و ترس است مثلا لرزش قلب، لرزش بدن، افت فشار خون یا عدم قدرت حرف زدن در جمع.
اما بیشتر بحث بروز اعراض جسمانی است که در ادامه باز به دو گروه تقسیم می‌شود؛ یکی اضطراب که اعراض در آن ادامه‌دار است؛ مثلا فرد به صورت مداوم از ترس و نگرانی شکایت دارد و دیگری که اعراض به صورت موقتی(دوره‌ای) ایجاد می‌شود.

طبقهبندی اضطراب:
۱ اختلال اضطراب عمومی = اعراض به صورت دوام‌دار وجود دارد
۲ اختلال اضطراب دوره‌ای = اعراض به صورت دوره‌ای ایجاد می‌شود
A   اعراض ایجاد شده هیچ ارتباط با محیط و وضعیت ندارد، به نام پنانیک panic
B  اعراض ایجاد شده با محیط و شرایط ارتباط دارد؛ یعنی همین محیط و وضعیت بوده که باعث ایجاد اعراض اضطرابی شده است.
C  حالت مختلط هر دو گزینه  a و b
اضطراب یک حالت غیر نورمال روانی می‌باشد که هیچ ادله غیر نورمال جسمی طبی نداشته، گاها کاستی‌های درمواد کیمیاوی حامل پیام عصبی در سیستم عصبی دیده می‌شود که این نظریه را تداوی با ادویه تقویت می‌کند.
اگر تا حال نفهمیدید این مریضی یا حالت غیر نورمال روانی چیست؟ و از کجا بدانیم؟ اعراض یا به اصطلاح ساده شکایات و نشانه‌های زیر را دقت کنید:
همان‌طوری که در ابتدا گفتیم، این مشکل روانی با آن‌که بحث روانی است، بیشتر با اعراض جسمانی ظاهر می‌شود و در بحث نشانه‌ها و اعراض آن نیز دو نوع عرض وجود دارد؛ یکی جسمانی و دیگری روانی.

اعراض روانی:

‌پذیری
حساسیت به هر چیز محرک مثل سر و صدا در جاهای شلوغی
بی قراری، فرد بی جهت بی قرار و نگران است
عدم تمرکز
اعراض جسمانی:
خشکی دهن، درد معده، نفخ شکم و احساس بندش گلو
افزایش تعداد تنفس و احساس تنگی سینه و نفس
تپش قلب
تکرر ادرار و اختلال امر جنسی
گاها درد عضلات و سردردی، کم‌خوابی و وحشت شبانه
در یک تعریف کلی مولف مینویسد که؛ اگر فرد مضطرب به معنای عام در مورد چندین موضوع یا رویداد در اکثر روزها بیش از شش ماه نگرانی شدید داشته باشد، اختلال اضطراب غیر نورمال عمومی برایش تثبیت میشود.
همان‌طوری که در ابتدا مطرح شد، ابتدا اضطراب به نورمال و غیر نورمال تقسیم می‌شود که بحث ما روی غیرنورمال می‌باشد.
و از آن‌جمله گفتیم که خود اضطراب غیر نورمال به دو دسته دیگر تقسیم می‌شود که عمومی و دوره‌ای، و دوره‌ای باز به نوبه خود تقسیماتی دارد که در بالا ذکر شد. ما به شرح کامل اضطراب عمومی پرداخته‌ایم و می‌پردازیم. تنها تفاوت در این‌جاست که اعراض برای عمومی همیشه است، اما برای دوره‌ای در یک حالت خاص یا در یک موقعیت خاص ایجاد می‌شود که از آن به نام phobia و دیگری panic  یاد می‌شود که بیشتر گذرا بوده و دوره‌ای است.
مردم بیشتر از کلمه استرس در این مورد استفاده می‌کنند. مثلا شخصی قرار است در یک جمع سخنرانی کند، قبلا خوب بوده، اما الان که در این وضعیت یا شرایط قرار گرفته، دچار اعراض اضطرابی شده و همان اعراض ذکر شده بالا را پیدا نموده است. به این اعراض ایجاد شده در این وضعیت فوبیا اجتماعی social phobia  می‌گویند.

Appearance یا ظاهر فرد دچار اختلال اضطراب:
ابروها کشیده شده، وضعیت خمیده، بی قرار، رنگ پریدگی، عرق، آمادگی برای اشک ریختن، نگرانی و هراس داشتن، تمرکز مختل به حد که اشتباها از ضعف حافظه شکایت می‌کند، در حالی که به صورت واقعی حافظه شخص مختل نمی‌شود و دردهای سر و خلف شانه.
باید به یاد داشته باشید که این امریضان اغلب با شکایات جسمانی مراجعه می‌کنند؛ مثلا سر درد، درد خلف شانه، اختلال معده و… که دقت شخص معالج را می‌طلبد.
خواب در افراد مضطرب به صورت خاص مختل می‌شود که یکی از ادله‌های خوب برای پزشک می‌باشد. شخص در به خواب رفتن مشکل پیدا می‌کند و وقتی که خواب رفت، به صورت منقطع از خواب بیدار می‌شود و ممکن رویاهای وحشتناک داشته باشد.
در این قسمت توجه اشخاص معالج را می‌طلبد که در تشخیص این اختلال، چند مریضی دیگر را به یاد داشته باشند که اعراض مشابه دارد و با معاینات خاص بین آن‌ها ‌ افتراق بکنید.

جنون یا اسکیزوفرنی
دیمانس یا اختلال حافظه
مریضی پرکاری تایروید
کاهش قند خون
شیوع:
این اختلال در زنان بیشتر اتفاق میفتد.
اما آیا این اختلال روانی سبب یا فاکتور پیشساز هم دارد؟
بیشتر این اختلال عوامل مساعدکننده یا پیش‌ساز دارد:
عوامل مساعدکننده: جنتیک، نوعیت تربیت کودک، نوعیت شخصیتی که فرد دارا شده است.
عوامل تسریع‌کننده: مشکلاتی که فشار روانی ایجاد می‌کند؛ یعنی آن مشکلاتی که از توان جسم و فکر انسان خارج می‌شود، و با محیط یا شخص دیگر مرتبط است که با کمک آن‌ها حل می‌شود. این‌ها را به نام مشکلات استرس‌زا یا فشارهای روانی یاد می‌کنند. مثلا مشکلات خانوادگی، مشکلات شغلی، مشکلات روابطی، مشکلات جسمی مثلا مریضی‌های سنگین و….
عوامل نگهدارنده: ترس از خود مریضی، ترس از علایم ایجاد شده که مبادا مورد توجه دیگران قرار گیرد. این‌که شخص از مریضی خود ترس داشته باشد و یا از این‌که مبادا دیگران این مریضی او یا این علایم را متوجه شوند، برایش خطرساز است؛ یعنی بیشتر خود مریضی را تقویت می‌کند.
باید کلهم از ترس و استرس دوری جست و ابتدایی‌ترین تداوی از طرف خود شخص و از همین زمینه شروع می‌شود که استرس نداشته و کارها و عوامل استرس‌زا را یا از بین ببرد؛ یعنی نداشته باشد یا کمتر کند، یا آن‌که تحمل و بلع خویش را در این قسمت بالا ببرد که بحث روان درمانی و روان شناختی است.
مهم‌ترین عوامل در این مورد عوامل استرس‌زا است که هم زمینه‌ساز است و هم تسریع‌کننده این اختلال، و از آن‌طرف در جستجوها اکثر افراد که دچار این اختلال بوده، در سابقه خویش از یک حادثه استرس‌زا حکایت دارد.

فوبیا:
کمی هم در مورد اضطراب دوره‌ای
در این حالت بازهم اعراض همان اعراض یاد شده است، اما در یک شرایط خاص و یا وضعیت خاص ایجاد می‌شود. مثلا بیشترین مثال همان فوبیا اجتماعی است؛ یعنی شخص وقتی در جمع قرار گرفت، دچار اعراض می‌شود.
و این اشخاص زمانی که در معرض این حالات قرار بگیرد، اعراض ایجاد شده و این‌ها به صورت فیدبک و خودکار از آن شرایط و حالات گریزان است و تلاش می‌کند به صورت درونی که در آن موقعیت و شرایط قرار نگیرد.
مثلا شخصی که اضطراب نوع اجتماعی دارد که اصطلاح علمی‌اش فوبیای اجتماعی است، زمانی که قرار باشد در جمع قرار بگیرد، قبل از قبل اجتناب می‌کند و تلاش می‌کند در این شرایط قرار نگیرد و اگر قرار گرفت، اعراض نزدش ایجاد می‌شود. یا مثلا کسی که نمی‌شود در جمع سخنرانی کند، اگر به او گفته شود در فلان جمع باید سخن بگویی، اجتناب خواهد کرد و تلاش در مسیر که در آن شرایط قرار نگیرد یا اگر شخصی از طوفان و رعد وبرق ترس دارد و مضطرب می‌شود، اگر ابرهای سیاه و آن‌چنانی را ببیند، قبل از ایجاد طوفان و رعد وبرق از صحنه دور شده و در محافظ قرار خواهد گرفت.
این‌ها مثال‌هایی از اضطراب دوره‌ای و اخصا نوع اجتماعی آن بود.
می‌تواند هر نوع باشد، مثلا شخصی در یک قتل عام دخیل بوده که جان سالم به در برده است، هر وقت که فضایی مشابه به همان صحنه ایجاد شود، شخص مضطرب می‌شود. البته اطبا دقت دارند که این حالت را از اختلال ptsd تفریق کند که می‌داند چگونه میان اعراض فرق قایل شود.

 

مهارت نه گفتن, نه گفتن, جواب نه                                                                                  مهارت نه گفتن

 

مهارت نه گفتن یکی از مهمترین مهارت هایی است که همه باید بلد باشند تا بتوانند در مواقع گوناگون از آن استفاده کنند تا خودشان را از مشکلاتی که در پس، بله گفتن وجود دارد، نجات دهند.

این مهارت از بچگی و از حس استقلالی که در هر شخصی رشد می کند، بوجود می آید و همینطور عزت نفس رشد یافته درون هر شخصی که به واسطه شناخت خویش و مهر و محبتی که والدین به وی دارند، کامل میشود.

 

«عزت نفس پائین» هم علت ديگر فقدان این مهارت است. شخصی که عزت نفس پایینی دارد و برای خویش ارزشی قائل نیست، در بسياري از موارد برای جلب تائید و توجه افراد دیگر، خواسته های آنها را برآورده می کند تا از این راه، در نگاه افراد دیگر با ارزش شود.

 

بعضی ديگر هم به دلیل روحیه حساس خود« نه» نمی گویند؛ چرا‌که فکر می کنند « نه» گفتن آنها، امکان دارد باعث رنجش خاطر و ناراحتی سایرین شود؛ بدین سبب هیچگاه دست رد به سینه کسی نمی زنند تا مبادا از دست آنها ناراحت شود؛ البته این کار تا اندازه ای طبیعی است؛ ولی درصورتی که افراط شود، شکل غیر طبیعی بخود می گیرد.

 

مهارت نه گفتن, نه گفتن, جواب نه

تمرین نه گفتن

 

چرا باید نه بگویم؟

چنانچه به همین روش ادامه دهید بعید است که از تعداد درخواستها و خواهش ها از شما کاسته شود و شما هم نمیتوانید زمان بیشتری به روز خود اضافه کنید. اگر نه گفتن را یاد نگیرید مجبور هستید همیشه زیر بار اینهمه مسوولیت قرار بگیرید و زندگی خود را با استرس زیاد همراه کنید.

 

نه گفتن کار ساده ای نیست ولی تنها راه کاهش استرس است. به خاطر داشته باشید که سنگینی بار مسوولیت امری شخصی است. اگر همکار شما مسئولیتهای زيادي را به عهده میگیرد و بنظر می رسد با آن مشکلی ندارد، به این معنی نیست که این امر در مورد شما هم صادق است. تنها شما هستید که میدانید چه مقدار مسوولیت برایتان کافی است و نباید بیشتر از آنرا قبول کنید.

 

مهارت نه گفتن, نه گفتن, جواب نه

راهکار‌هایی برای تقویت مهارت نه گفتن

 

به چه دلیل« نه» گفتن دشوار است؟

باید تلاش کنید« نه» گفتن را یاد بگیرید. در واقع باید بتوانید درک درستی از وضعیت و شرایط داشته باشید تا موفق به کسب این ‘مهارت’ مهم شوید.

 

بعضی شرایط سخت برای« نه» گفتن عبارتند از:

– حس نیاز در یاری رسانی به دیگران

– ترس از بی احترامی

– سازگاری

– ترس از درگیری

– نگرانی ِ از دست رفتن فرصت

– ترس از خراب شدن پل های پشت سر

 

مهارت نه گفتن, نه گفتن, جواب نه

آموزش نه گفتن

 

ساده بگیرید

هنگامی که یکی از دوستانتان از شما می خواهد بیرون بروید، به او بگویید” من قبلا برنامه ریزی کرده بودم، متشکرم”، اگر کسی از شما می خواهد تا برای کاری داوطلب شوید بگویید” متاسفم، من باید به درسهایم یا به خانواده ام رسیدگی کنم” و تا همین مقدار وی را درجریان قرار دهید. چنانچه فرد مقابل را از جزئیات آگاه کنید، باعث عیب جویی و طولانی شدن واکنش طرف مقابل می شود.

 

نه گفتن را از نزدیک ترین افراد زندگی خود شروع کنیم

بیشتر مشکلات ما با خانواده و اشخاص صمیمی زندگیمان است که نمیتوانیم آن ها را از خویش برنجانیم و برای این که توانایی نه گفتن را نداریم، خود را شخصی دلسوز خانواده و بامحبت و صمیمی جلوه میدهیم ولی درونمان از خشم پر است و در اکثر موارد در سرزنش خود قرار داریم. از این جهت نه گفتن را باید با نزدیک ترین افراد منزل آغاز کنیم.

 

از شوخ طبعی استفاده کنید.

چنانچه شخصی از شما توقع مسوولیت بیشتری از حد راحتی شما دارد میتوانید از شوخ طبعی تان به نفع خود استفاده کنید. باقطعیت در خواست وی را رد نموده و توضیح دهید شما فرد مناسبی برای این کار نیستید.

 

این کار میتواند با آوردن علتی ساده و واضح انجام شود یا به شکلی ديگر، به عنوان مثال این که شما تبحر کافی برای انجام این تقاضا را ندارید. روشی که شما انتخاب می کنید بستگی به این دارد که چگونه از شما انجام کار خواسته می شود و شما در بین افراد دیگر چه شهرتی دارید، فردی شوخ یا جدی.

 

مهارت نه گفتن, نه گفتن, جواب نه

قدرت نه گفتن

 

جواب مثبت دهید.

این شیوه برای افردی که قابلیت نه گفتن ندارند بهترین شیوه است. به عنوان مثال اگر کسی از شما درخواستی داشت به وی جواب مثبت دهید و بگویید بله می توانم ولی الان سرم خيلي شلوغ است و اگر کار شما را انجام دهم مطئمنا خوب نخواهد شد آیا می توانی این کار را به دو ماه ديگر موکول کنی ؟در این شیوه شما بدون این که درخواست کننده را دلسرد کنید به وی نه گفته اید و کاری خلاف میلتان قبول نکرده اید.

 

به تبعات بله گفتن فکر کنید.

ما معمولاً به درخواست های کوچک جواب مثبت می دهیم زیرا فکر می کنیم مسئله مهمی نیست. چنانچه کاری از ما بر می آید و می توانیم به کسی کمک کنیم؛ چرا‌که نه؟ مشکلی پیش نمی آید، بیش از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه، حداکثر ۲۰ دقیقه، وقت ما را نمی گیرد. درست است؟

 

ولی قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود. حتماً علتی دارد که مدیران عالی رتبه با وجود مدیریت شرکتهای بزرگ باز هم برای خودشان، خانواده، دوستان و کارشان وقت می گذارند. ولی از طرف ديگر افرادی هستند که با وجود کار تمام وقت در هفت روز هفته، هیچ پیشرفتی در زندگی نمی کنند. انگار گروه دوم سرشان همیشه گرمِ درجا زدن است. دقیقا به همین خاطر است که گروه اول می دانند نه گفتن چه نتایجی دارد و چه وقت هایی باید نه بگویند.

 

هنگامی که فردی از شما درخواستی دارد، پیش از این که پاسخ بدهید یک بار ديگر فکر کنید. چنانچه پاسخ مثبت بدهید چه اتفاقی می افتد؟ تبعات بلندمدت آن چیست؟ چه چیزی به دست می آورید؟ اگر قبول کنید چه چیزی را از دست می دهید؟ باید حتماً قبول کنید؟ چه اعتقاداتی در شما هست که اجازه نمی دهد دست رد به سینه ی کسی بزنید؟

یادتان باشد که وقت طلاست، پس طلای خود را بدرستی خرج کنید.

 

مهارت نه گفتن, نه گفتن, جواب نه

چگونه نه بگوییم

 

بپذیرید که نمی توانید همه را در زندگی راضی و خوشحال نگه دارید.

شما نمی توانید همه ی کسانی را که در زندگیتان هستند، راضی و خوشحال نگه دارید و باید خط قرمزی برای سایرین قائل شوید. شاید فکر کنید که با نه گفتن و ناامید کردن افراد دیگر، احترام آنها را از دست می دهید، ولی این گونه نیست.

 

اگر کسی گمان کند شما به همه ی خواسته هایش جواب مثبت می دهید، شاید بخواهد با خواسته های غیرمنطقی از شما سوءاستفاده کند. به افرادی که واقعا برای تان مهم اند، اهمیت ویژه ای بدهید و تلاش کنید آن ها را خوشحال نگه دارید.

 

به خودمان باور داشته باشیم …

گاهی علت مشکل داشتن ما با “نه” گفتن این است که، نیازهای خویش را به مهمی نیازهای افراد دیگر نمی دانیم؛ برای جلوگیری از این موضوع، یادگیری و بهره گیری از استراتژی ها و مهارت هایی مانند موردهای زیر را توصیه می کنم:

 

. نوشتن لیستی از نقاط قوت خودمان

. انجام گفتگویی مثبت با خود همراه با تشویق کردن خودمان

. اختصاص دادن زمان هایی برای خود و کشف علائق و خواسته هایمان

. خودداری کردن از مقایسه ی خود و دیگران و تعيين اهدافی واقع بینانه برای خودمان

 

استفاده از این استراتژی ها و مهارت ها تا حد زيادي به رشد شخصی ما کمک می کند تا بتوانیم خود حقیقی مان باشیم و آن طور رفتار کنیم که می خواهیم

 

اگر نتوانیم نه بگوییم:

– آسایش کمتری خواهیم داشت.

– جوری که بقیه می خواهند، زندگی می کنیم.

– فکر می کنیم که دیگران از ما سوء استفاده کرده اند.

– خشم و نفرت وجودمان را فرا می گیرد.

– وقتمان تلف می شود.

– در آخر حالمان با خودمان بد می شود.

تست اعصاب,آرامش ذهن,تست روانشناسی

تست اعصاب

 

مشغله زندگی و کار، فشارهای جسمی و روحی در محیط اطراف، آلودگی ها و تنشها و بسیاری عوامل دیگر باعث عدم داشتن اعصابی آرام شده اند، اما با ما می‌توانیم با تسلط بر ذهن خود اعصابی آرام داشته باشیم. در ادامه به شما پیشنهاد می‌کنیم با انجام یک تست روانشناسی اعصاب خود را بسنجید و همچنین راهکارهایی برای داشتن ذهنی آرام را دنبال کنید.

این آزمون یک آزمون استاندارد روانشناسی، برای سنجش اعصاب است. با انجام این تست می‌توانید بفهمید شما از آن آدم‌هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می‌ریزند و تسلیم می‌شوند یا اینکه با صبر و اعتمادبه‌نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می‌کنید و می‌ایستید.

 

شما باید خودتان را در هر یک از ۱۰ موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید. سپس، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات‌تان را حساب کنید نتیجه تست خود را در انتها بخوانید.

 

 پرسش‌‌های تست روانشناسی

۱- فرض کنید کارفرمای‌تان از شما می‌خواهد به دفتر او بروید و هنگامی که شما را در دفترش می‌بیند، با لحن تندی با شما برخورد می‌کند. شما در این حالت، کدام‌یک از کارهای زیر را انجام می‌دهید؟

الف) احساس شکست و تحقیر می‌کنید و هنگامی که به محل کارتان برمی‌گردید، ماجرا را برای بقیه همکاران‌تان هم تعریف می‌کنید.(۲ نمره)

ب) به محل کارتان برمی‌گردید و سعی می‌کنید همه چیز را فراموش کنید.(۵ نمره)

ج) موضوع را با یکی از صمیمی‌ترین دوستان‌تان در میان می‌گذارید و سعی می‌کنید با کمک او راه حلی برای مشکل‌تان پیدا کنید.(۷ نمره)

 

۲- فرض کنید که یک هفته است وارد محل کار جدیدی شده‌اید اما هر چه تلاش می‌کنید، نمی‌توانید با هیچ‌کدام از همکاران جدیدتان دوست شوید. چه کار می‌کنید؟

الف) حوصله‌تان از این کار جدید سر می‌رود. دیر سر کار می‌روید و زود برمی‌گردید.(۲ نمره)

ب) کارتان را به درستی انجام می‌دهید اما همزمان به دنبال کار مناسب‌تری هم می‌گردید.(۵ نمره)

ج) سعی می‌کنید بفهمید که مشکل از شماست یا همکاران‌تان. سعی می‌کنید علت این نوع رابطه را کشف کنید و راه‌حلی برایش پیدا کنید.(۷ نمره)

 

۳- فرض کنید چند ساعت روی یک پروژه وقت گذاشته‌اید اما کامپیوترتان دچار مشکلی می‌شود و تمام اطلاعاتی که روی سیستم ذخیره کرده بودید، ‌از دست می‌رود. آن‌وقت شما..

الف) دل‌تان می‌خواهد با مشت به صفحه مانیتور بکوبید و آن را خرد کنید.(۲ نمره)

ب) با عصبانیت از محل کارتان بیرون می‌آیید و از صحنه دور می‌شوید.(۵ نمره)

ج) ناراحت می‌شوید اما به این فکر می‌کنید که از چه راهی می‌شود دوباره این اطلاعات را به دست آورد و ذخیره کرد.(۷ نمره)

 

۴- فرض کنید که یک هفته برای پروژه‌تان زحمت کشیده‌اید و فقط چند ساعت دیگر تا موعد تحویل پروژه وقت دارید اما هنوز قسمت‌هایی از کارتان مانده است که باید کامل شود. چه کار می‌کنید؟

الف) می‌خواهید کارتان را تمام کنید ولی آنقدر هیجان‌زده و عصبی هستید که نمی‌توانید روی کارتان تمرکز کنید.(۲ نمره)

ب) با خودتان می‌گویید: شاید بد نباشد اگر کمی هم استراحت کنم.(۵ نمره)

ج) با خودتان می‌گویید: «من که تا اینجا آمده‌ام، این چند ساعت را هم کار می‌کنم» و بعدش هم تصمیم می‌گیرید کارتان را به اتمام برسانید.(۷ نمره)

 

۵- فرض کنید کارفرمای‌تان شما را از سر کارتان اخراج می‌کند. چه کار می‌کنید؟

الف) آنقدر نگران و پریشان می‌شوید که شب خواب‌تان نمی‌برد.(۲ نمره)

ب) تصمیم می‌گیرید که چند روزی از کار به دور باشید(مثلا بروید مسافرت) و بعدش برگردید و به یک شغل جدید فکر کنید.(۵ نمره)

ج) نیازمندی‌های روزنامه را باز می‌کنید و به دنبال کار می‌گردید و از طریق دوستان و آشنایان‌تان هم جویای کار می‌شوید.(۷ نمره)

 

 

۶) فرض کنید در ارتباط با صمیمی‌ترین دوست‌تان دچار شک و تردید شده‌اید. چه کار می‌کنید؟

الف) مدام به این فکر می‌کنید که دوست‌تان قصد دارد شما را فریب بدهد و به‌ شما خیانت کند.(۲ نمره)

ب) ارتباط‌تان را با او قطع می‌کنید.(۵ نمره)

ج) تصمیم می‌گیرید با او حرف بزنید و بفهمید که مشکل کجاست.(۷ نمره)

 

۷) فرض کنید رابطه‌تان با صمیمی‌ترین دوست‌تان به هم خورده است. آن‌وقت شما…

الف) خودتان را به بی‌خیالی می‌زنید و می‌گویید تقصیر خودش بود!(۲ نمره)

ب) سعی می‌کنید با دوست دیگری، یک ارتباط صمیمانه برقرار کنید.(۵ نمره)

ج) سعی می‌کنید بفهمید مشکل‌تان کجای کار بوده و اگر رفع‌شدنی است، مشکل را رفع کنید؛ وگرنه، در ارتباط‌های بعدی، بیشتر دقت کنید.(۷ نمره)

 

۸) شب است و شما در بزرگراه رانندگی می‌کنید که ناگهان اتومبیل‌تان دچار مشکل می‌شود و در تاریکی تنها می‌مانید. آن‌وقت شما…

الف) وحشت می‌کنید که مبادا به شما حمله کنند یا ماشین‌تان را بدزدند.(۲ نمره)

ب) ماشین را قفل می‌کنید و برای کمک گرفتن به نزدیک‌ترین محل می‌روید.(۵ نمره)

ج) سعی می‌کنید از ماشین‌های دیگر کمک بگیرید.(۷نمره)

 

۹) درست رانندگی می‌کنید که ماشین پشت سرتان دستش را می گذارد روی بوق و می‌خواهد از شما سبقت بگیرد. چه کار می‌کنید؟

الف) می‌گذارید رد شود ولی به او ناسزا می‌گویید.(۲ نمره)

ب) اهمیت نمی‌دهید چون هنوز فاصله‌اش با شما زیاد است.(۵ نمره)

ج) کنار می‌کشید تا از شما سبقت بگیرد و رد شود.(۷ نمره)

 

۱۰) پلیس دارد به اشتباه شما را جریمه می‌کند در حالی که شما اطمینان دارید هیچ خلافی مرتکب نشده‌اید. چه کار می‌کنید؟

الف) با پلیس جر و بحثمی‌کنید و به او می‌گویید به هیچ عنوان این جریمه را قبول نخواهید کرد.(۲ نمره)

ب) می‌دانید که بحثکردن با او هیچ فایده‌ای ندارد و به همین دلیل جریمه را سریع قبول می‌کنید.(۵ نمره)

ج) سعی‌تان را می‌کنید که در کمال آرامش او را متقاعد کنید اما وقتی می‌بینید که او به هیچ وجه، قبول نمی‌کند جریمه را قبول می‌کنید.(۷ نمره)

 

تفسیر آزمون

به کسانی که در این آزمون، بیشتر از ۶۵ امتیاز آوردهاند باید تبریک گفت و آنهایی هم که امتیازشان بین ۳۰ تا ۶۵ شده است، باید بدانند که در مواجهه با استرسهای زندگیشان کمی مشکل دارند و بهتر است درباره راههای مقابله با استرس بیشتر مطالعه و تمرین کنند.

 

راهکارهایی برای داشتن اعصابی آرام

تست اعصاب,تست خودشناسی,تست روانشناسی

راهکارهایی برای آرامش ذهن

 

– به موسیقی گوش دهید:

متخصصان میگویند، موسیقی باعث آرام شدن ضربان قلب و تسکین روح است. پس در شرایط سخت و نگران کننده می‌توانید با گوش دادن به آهنگی که ریتم ملایمی دارد خود را آرام کنید. جالب است بدانید که نتایج تحقیق دانشمندان ثابت کرده است که گوش دادن به موسیقی آرام و کلاسیک به مدت ۳۰ دقیقه اثر آرامبخشی معادل دریافت ۱۰ میلیگیرم والیوم (دیازپام ) دارد.

 

– به جسم و ذهن خود استراحت دهید:

جسم و ذهن شما قطعا در حین کار به استراحت نیاز دارید، هنگامی که فشار کاری زیادی احساس میکنید، مکان آرامی را پیدا کنید و بنشینید یا دراز بکشید و خود را برای دقایقی از شرایط استرس دور کنید. چند نفس عمیق بکشید و بر نفس کشیدن خود تمرکز کنید تا ضربان قلبتان آرام شود. ذهنتان را آزاد کنید.

 

– خود را ماساژ دهید:

گاهی اوقات شدت فشارهای عصبی و استرس به حدی است که باعث گرفتگی ماهیچه ها در فرد میشود. در این شرایط میتوانید از تکنیک ساده ماساژ استفاده کنید

 

نمونه‌ای از تکنیک‌های ماساژ

هر دو دست را بر روی شانه ها و گردن قرار دهید

با کف دست و انگشتان ، خود را ماساژ دهید

فشار دادن محکم با دست باعث آزاد شدن و رفع خستگی شانه ها میشود

با یک دست ، آرنج و بازوی دست مخالف را بگیرید و خوب ماساژ دهید

این کار را از بازو شروع کنید و تا انگشتان پایین بروید و ادامه دهید

حرکت را برای دست دیگر نیز انجام دهید .

 

– تصویرسازی کنید:

آیا شما ذهنی پر مشغله دارید و زیاد به مسائل فکر میکنید ؟ سعی کنید یک تصویر آرام و رویایی برای خود ایجاد کنید. برای شروع میتوانید در ذهن خود هر چیزی را که شما را آرام میکند تصور کنید، به عنوان مثال تصور یک تعطیلات در جایی که آرزوی آن را دارید، در یک جزیره، یک خانه ویلایی و یا هرچیزی که شما را آرام میکند و ذهن شما را برای مدتی از مساله تنش زا دور میکند . هرچه تصویر ذهنی ساخته شده توسط شما واقعی تر و قویتر باشد ، شما بیشتر از حالت استرس زا دور میشوید.

 

– تفکر و تمرکز یا مدیتیشن انجام دهید:

اگر فکر میکنید که مدیتیشن یعنی اینکه بدن خودتون رو درحالت خاصی قرار بدید، خودتون رو بپیچونید و برای ساعت‌ها در اون حالت باقی بمونید ، باید بگم در مورد نحوه فکر کردنتان باید تجدید نظر کنید!

 

با انجام این تست روانشناسی شخصیت خود را در ارتباط با عملکردی که در اجتماع با مردها دارید بشناسید.

فرضیه‌های زیر را با دقت بخوانید و طبق دیدگاه و نظری که دارید پاسخ بله و یا خیر را انتخاب کنید:

 

فرضیه‌های آزمون

۱- تصور اینکه به مرد نیازمند باشم، هراسی در من ایجاد نمی کند.

بله / خیر

 

۲- بدون اینکه علتش را بدانم، از مردان عصبانی می شوم.

بله / خیر

 

۳- اغلب مردان گرایش دارند یا زورگویی کنند یا ضعیف باشند.

بله / خیر

 

۴- به مردها به اندازه زن ها احترام می گذارم و برایشان ارزش قائلم.

بله / خیر

 

۵- هرگز نمی خواهم به مردی آنقدر دلبسته شوم که با از دست دادنش افسرده شوم.

بله / خیر

 

۶- از اینکه مردی بتواند مشکلات شخصی و موفقیت‌هایش را با من در میان بگذارد، لذت می‌برم.

بله / خیر

 

۷- تنها چیزهایی که مردان را به راستی هیجان زده می کند، ورزش و مشکلات کاری است.

بله / خیر

 

۸- مردان در خارج از کار و فراسوی حلقه ی دوستانشان، همانند بچه می شوند.

بله / خیر

 

۹- وقتی مردی نیازمند به نظر می رسد، احترامم نسبت به او کم می شود.

بله / خیر

 

۱۰- نگران نیستم که وقتی نیاز مرد زندگی ام را برطرف می کنم، از زمان یا انرژی برای مراقبت از خودم محروم شوم.

بله / خیر

 

۱۱- می ترسم که خودم را در زندگی مشترکم نادیده بگیرم و بسیار تلاش می کنم که چنین چیزی رخ ندهد.

بله / خیر

 

۱۲- مردها ممکن است بگویند می خواهند صمیمیت ایجاد کنند، اما آنچه به راستی می خواهند تسلط بر زن است.

بله / خیر

 

۱۳- گمان می کنم تعادل سالمی از وابستگی بین من و شوهرم در آینده وجود دارد.

بله / خیر

 

۱۴- من از آسیب پذیری مرد لذت می برم، زیرا متوجه می شوم او هم انسان است و در نتیجه بیشتر به او اعتماد می کنم.

بله / خیر

 

۱۵- وقتی نیاز های شوهرم را بر آورده می کنم و او نیز نسبت به نیازهای من حساس است، احساس خوبی پیدا می کنم.

بله / خیر

 

۱۶- می دانم در زندگی ام به مردی نیاز دارم، اما در کل خیلی مردها را دوست ندارم.

بله / خیر

 

۱۷- اگر شوهرم نتواند از نظر جنسی مرا ارضا کند، گمان می کنم مشکل دارد.

بله / خیر

 

۱۸- به طور کلی به راحتی به مردها اعتماد می کنم.

بله / خیر

 

۱۹- به نظرم بیشتر مردها تا حدودی احساس امنیت می کنند.

بله / خیر

 

۲۰- وقتی فعال و قاطع هستم، همچنین وقتی ملایم و پذیرنده هستم، در کنار شوهرم احساس خوبی دارم.

بله / خیر

 

۲۱- از اینکه شوهرم را به رخ دیگران بکشم، لذت می برم.

    بله / خیر

     

    ۲۲- برایم سخت است که از نظر جنسی به شوهرم پاسخ دهم مگر اینکه خودم پیشقدم باشم.

    بله / خیر

     

    ۲۳- می پذیرم که حتی اگر من آمادگی ندارم، شوهرم باید همیشه آماده باشد که به من عشق بورزد.

    بله / خیر

     

    ۲۴- به نظرم همه مردها شبیه هم هستند.

    بله / خیر

     

    ۲۵-  من در کنار پدرم ناراحت هستم.

    بله / خیر

    تست روانشناسی,تست روانشناسی شخصیت،تنفر از مردها شخصیتتان را در ارتباط با مردها بشناسید

     

    محاسبه امتیاز پاسخ‌ها

    برای پاسخ درست به شماره های زیر ۱ امتیاز در نظر بگیرید:

    ۲۵-۲۴-۲۳-۲۲-۲۱-۱۷-۱۶-۱۲-۱۱-۹-۸-۷-۵-۴-۳-۲

     

    برای هر پاسخ غلط به شماره های زیر ۱ امتیاز در نظر بگیرید:

    ۲۰-۱۹-۱۸-۱۵-۱۴-۱۳-۱۰-۶-۱

     

    امتیازات را با هم جمع کنید.

     

    تحلیل آزمون

    – اگر امتیاز شما ۰ تا ۴ است: شما به راحتی به خواسته های هیجانی ارتباط را با خواسته تان برای فعالیت یا کار مستقل متعادل می کنید. امتیازتان نشانهای از سطح بالایی از راحتی شخصی و احساس آرامش در کنار مردان است. در حالی که ممکن است بسیار قوی و پیشرونده باشید،

     

    قدرت و شایستگی تان به روشی بیان نمی شود که نگرشی خشمگینانه یا رقابتی به سوی مردان را نشان دهد. هر آسیبی که در گذشته با مردان تجربه کرده اید، به قدر کافی حل شده است، به طوری که ارتباط اخیرتان را مسموم نمی کند. در اصل، شما مردان را می پذیرید و بدون قضاوت نسبت به آسیب پذیری شان حساس هستید.

     

    – اگر امتیاز شما ۵ تا ۷ است: در حالی که شما به نسبت با یک ارتباط مستقلانه با مرد زندگی تان احساس راحتی می کنید، گاهی می ترسید که فداکاری زیادی برای او خیلی طلبکارانه برخورد کند. پاسخ های شما گرایش نسبی تان به سوی نادیده گرفتن، حیطه های معینی از ارتباط شماست: شما ممکن است متوجه شوید که مردان کمی با شما محتاط و مردد هستند.

     

    – اگر امتیاز شما ۸ تا ۱۱ است: شما گرایش دارید نیازمندی های هیجانی مرد را نادیده بگیرید و آنها را انکار کنید. امتیازات در این دامنه مشخص می کندکه هر مردی، به جز مردان با اعتماد به نفس، ممکن است در قبال شما با حالت دفاعی و مضطربانه واکنش نشان دهند. مردی ممکن است در قبال شما با حالت دفاعی و مضطربانه واکنش نشان دهند. مردی ممکن است با شما راحت نباشد زیرا می ترسد او را “ناتوان” بپندارید.

     

    مردان ممکن است توانایی شما را نه به عنوان خصوصیتی جالب و فوق العاده، بلکه به عنوان سلاحی بالقوه در نظر بگیرند. احتمال دارد که آسیب های حل نشده از گذشته، ارتباطات جاری شما را در تحت تاثیرقرار دهند و موجب ناراحتی و انزوا در مرد زندگی تان شود. شما نیاز دارید با آنچه هستید احساس آرامش و راحتی بیشتری کنید.

     

    – امتیاز ۱۲ و بالاتر: ناراحتی شما از وابستگی به مرد و ترستان از اینکه توسط او مورد بهره کشی قرار بگیرید، موجب می شود ازلحاظ عاطفی از او کناره گیری کنید. ممکن است قصد نداشته باشید از جانب هیچ مردی تهدید شوید، اما موقعیتی را در ارتباطتان شکل می دهید که موجب ایجاد اضطراب در مرد می شود.

     

    این ممکن است برای شما مفید باشد که سطوح راحتی خود را با توانایی فردی تان کشف کنید و بکوشید تا احساسات توام با خشم قدیمی نسبت به مردان را که در ارتباطات جدید به سطح می آیند، در خود فرو بنشانید.

    با سلام و آرزوی سلامتی برای شما اعضای محترم لازم است به اطلاع برسانیم مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی آرامش روان مشهد در راستای اهداف خطیر خویش به ویژه خدمات رسانی به اقشار مختلف مردم در زمینه های مختلف روانشناختی و مشاوره در حوزه‌های مختلف از جمله ازدواج خانواده کودک و نوجوان مسائل فردی و تحصیلی و غیره در شرایط موجود که مسئله کرونا و خطرات ناشی از آن باعث شده است مردم نتوانند مانند قبل به مراکز مراجعه کرده و مشکل خویش را مرتفع نمایند از طرفی این شرایط خود باعث افزایش مشکلات و اختلالات مختلف در مسیر زندگی شده است لذا این مرکز در نظر دارد به تعدادی از سوالات شما دوستان حداقل ۵ سوال در روز توسط متخصصین پاسخ داده تا بلکه بتواند تا حدودی و به صورت محدود گامی در جهت حل مشکلات شما دوستان بردارد لذا دوستان می‌توانند سوالات مطروحه خود را به

    @drkokabi2020

    فرستاده و پاسخ آن را در کانال ارامش روان مشهد مشاهده نمایند امید است این خود گام کوچکی در جهت کمک به همنوعان و هم وطنان عزیزمان باشد انشالله.،
    ضمناً این مرکز با اتخاذ تدابیر بهداشتی از طرفی هماهنگی لازم با متخصصین آمادگی پذیرش افراد به صورت حضوری و یا به صورت مشاوره تلفنی را نیز به صورت محدود دارد لذا در صورت تمایل متقاضیان عزیز می توانند با شماره تلفن ۳۶۰۸۰۲۱۶، تماس گرفته هماهنگی‌های لازم را انجام دهند با تشکر مدیریت مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی آرامش روان مشهد(دکتر علیرضا یوسفی و خانم دکتر کوکبی)

    ای دی کانال:@psymashad

    آیا وقتی قصد دارید چیزی را برای دیگران توضیح دهید، در بیان روان کلمات مشکل دارید و احساس می کنید گفتارتان روان نیست؟ آیا وقتی از شما میخواهند جلوی دیگران صحبت کنید مضطرب و دچار تنش می شوید؟ نگران نباشید راه حل های ساده ای هم وجود دارد که با انجام آن ها میتوانید تا حدی گفتار روانی را برای خود به ارمغان آورید.

    چگونه روان صحبت کنیم؟

    آیا وقتی قصد دارید چیزی را برای دیگران توضیح دهید، در بیان روان کلمات مشکل دارید و احساس می کنید گفتارتان روان نیست؟ آیا وقتی از شما میخواهند جلوی دیگران صحبت کنید مضطرب و دچار تنش می شوید؟ اگر پاسخ مثبت است آرام باشید؛در مرحله اول شما میتوانید با مراجعه به یک آسیب شناس گفتار و زبان به یک گفتار روان و راحت برسید اما راه حل های ساده ای هم وجود دارد که با انجام آن ها میتوانید تا حدی گفتار روانی را برای خود به ارمغان آورید.

    ۱ – آرام و آهسته صحبت کنید. از عجله کردن در صحبت کردن خود پرهیز کنید.با شتاب زدگی،انجام هرکاری سخت است.

    ۲ – معمولی، طبیعی و آرام نفس بکشید؛ به نحوی که موقع صحبت کردن نفس کم نیاورید.

    ۳ – آرام شروع به صحبت کنید. شروع آرام در حین صحبت کردن باعث آرام تر شدن چین های صوتی تان خواهد شد. زمانی که اعتماد به نفس کافی به دست آوردید،میتوانید به آرامی سرعت خود را افزایش دهید.

    ۴ – سعی کنید صحبت کردن در برابر دیگران را تمرین کنید. با کسب تجربه های بیشتری از صحبت کردن در محضر عموم به بهبود مهارت های سخنرانی و آسان و روان تر شدن صحبت کردنتان کمک فراوانی خواهید کرد.

    ۵ – به کیفیت و آهنگ صدای خود اهمیت دهید. صدایی با فرکانس بالا یا تو دماغی ممکن است شمارا عصبی یا نامطمئن نشان دهد.اگر از فرکانس درست استفاده کنید، ارتباط موثرتری خواهید داشت.

     

    معمولی، طبیعی و آرام نفس بکشید به نحوی که موقع صحبت کردن نفس کم نیاورید‎

    ۶ – از عصبانی شدن پرهیز کنید. منظور ما این نیست که عصبانی نشوید.عصبانی شدن در بیشتر مواقع یک رفتار غیرارادی است. منظور ما این است که عصبانیت خود را به قدرت و هیجان در صحبت هایتان در مقابل جمع تبدیل نمایید.عصبانیت در موقع صحبت کردن معمولا ناشی از کمبود اعتماد به نفس است؛ اما شما باید از آن به درستی استفاده نمایید.میتوانید از آدرنالین اضافه شده به جریان خون در موقع عصبانیت در جهت ایجاد انرژی و تبدیل آن به شور و شوق برای کاهش استرس، استفاده نمایید.

    ۷ – چشم و گوش هایتان را باز نگهدارید. آگاهی از اینکه مردم در اطراف شما چگونه صحبت میکنند ، میتواند به شما کمک کند تا حدس بزنید روانی گفتار شما خوب است یا شاید اندکی نیاز به بهبود دارد. به تفاوت ها در الگوها و آهنگ های صحبت کردن دقت کنید.

    ۸ – تمرین ، تمرین و تمرین . مطمئن باشید که تمرین بیشتر باعث میشود کامل شوید یا حداقل بهبود پیدا کنید.

    ۹ – آواز بخوانید. مجبور نیستید این کار را جلوی هرکسی انجام دهید؛ حتی زیر دوش ! آواز خواندن بدلیل استفاده از صدای مناسب میتواند به شما کمک کند و شما میتوانید در مورد استفاده از هوا،تنفس ، تلفظ شمرده و سرعت گفتارخود اطلاعاتی بدست بیاورید.

    ۱۰ – صبور باشید. نباید از خودتان انتظار داشته باشید که صحبت کردن روان و آسان را طی یک روز یاد بگیرید.بدون تعیین کردن جدول زمانی خاصی به خودتان فرصت تجربه کردن و بهتر شدن بدهید.

    بهترین راه برای رسیدن به یک گفتار روان، میتواند اختصاص دادن وقتی معین برای تمرین روزانه تعدادی از مراحل گفته شده باشد. به خودتان اعتماد داشته باشید! اگر حس میکنید در بیان چند کلمه خاص مشکل دارید، فقط همان کلمات را تمرین کنید تا زمانی که بتوانید ان هارا به خوبی بیان کنید.با تمرین مکرر گفتارتان به نرمی و روانی ابریشم خواهد شد.

    مراجعه به یک آسیب شناس گفتار و زبان میتواند بهترین راه برای درمان کامل و ریشه ای ناروانی گفتار شما باشد و با انجام کامل روند گفتاردرمانی ، میتوانید یک گفتار کاملا روان و بی نقص را تجربه کنید.

     

    آموزش دفاع کردن از خود به کودکان,دعوای کودکان,تربیت کودک

    چگونه به فرزندم بیاموزم از خود دفاع کند؟

    چگونه به فرزندم بیاموزم از خود دفاع کند؟ آیا باید پسرم یا دخترم دیگران را کتک بزند؟ در مقابل کتک زدن فرزندم چه باید بکنم؟ چه چیزی باید به بچه ام آموزش بدهم تا بتواند در مقابل بچه های زورگو کم نیاورد؟ آیا باید اجازه داد کودکان کتک بزنند ؟

    کودکانی که نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند

    بازی کردن کودک با بزرگ تراز خودش

    یکی از این  گروه کودکانی هستند که با بزرگتر از خودشان همبازی می‌شوند و اختلاف سنی بین آنها بیشتر از ۲ سال است؛ این کودکان در طول بازی با کودکان بزرگتر از خودشان اختلاف نظر پیدا و در برابر کودکان بزرگتر از خودشان احساس ناتوانی می‌کنند بنابراین نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند.

    عدم تعامل کودک با دیگران

    دلیل سوّم تعامل کم بچّه‌ها با همسالان خود است. زمانیکه کودک، تعامل کمی با دوستان و هم بازی های خود دارد و همین امر باعث می‌شود که او تنها بزرگ شود؛ بچّه‌هایی که تنها بزرگ می‌شوند، تعاملات ضعیفی در جامعه دارند. کودکانی که تک فرزند هستند به علت اینکه همبازی مناسب سن خودشان را ندارند اغلب نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند همچنین خواهران و برادرانی که بین آن‌ها خیلی حسادت وجود دارد  رقیب یکدیگر می‌شوند، یکی از این فرزندان در دسته کودکانی قرار می‌گیرد که نمی‌تواند از خودش دفاع کند. همپنین زندگی‌های آپارتمان نشینی، محیطی است که ممکن است این محدودیت ها را برای کودک به وجود آورد.

    وابستگی کودک

    کودکانی که در انجام کارهای خود به مادرشان وابسته هستند به علت رسیدگی زیاد مادر استقلال فردی ندارند بنابراین قادر به  دفاع از خود نیستند؛

    تربیت نادرست والدین برای دفاع کودک از خود

    آموزش دفاع کردن از خود به کودکان,دعوای کودکان,تقویت اعتماد به نفس کودک

    تعامل نداشتن با دیگران باعث عدم توانایی دفاع از خود در کودکان می‌شود

    با او بازی نکن

    به کار بردن عباراتی مثل «ولش کن بیا کنار من بشین»، «با او بازی نکن» نمونه‌هایی از آموزش غلط والدین به کودکان است بنابراین کودکانی که این آموزش‌ها را دریافت می‌کنند موفق به دفاع از خود نیستند.

    تو هم بزن

    متاسفانه یکی از جملات شایع والدین، زمانیکه کودک نمی‌تواند از خود دفاع کند، اینست که تو هم او را بزن. یعنی به او آموزش می‌دهید اگر کسی کار بدی کرد تو هم آن‌را تکرار کن. باید به این نکته توجه کنید کودکی که کتک می زند نیز آسیب می ببیند زیرا احساسات منفی در او جمع می‌شود. یعنی به کودک در چنین موقعیت‌هایی کینه، خشم و مجازات را آموزش می‌دهید. آموزش همدلی، نحوه بیان ناراحتی به شکل درست به کودک کمک می کند تا مهارت‌های اجتماعی خود را بهبود بخشد و بتواند در محیط خود موفق تر عمل کند. و به طرز درستی ابراز وجود داشته باشد.

    برای آموزش صحیح و اصولی دفاع کودک از خود چه کنیم؟

    آموزش دفاع کردن از خود به کودکان,دعوای کودکان,تربیت کودک

    محترمانه صحبت کردن را به کودک بیاموزید

    محترمانه صحبت کردن را به کودک بیاموزید

    والدین همچنین باید محترمانه صحبت کردن را از حدود سه سالگی به کودکانشان آموزش دهند؛ کودکان در برابر آنهایی که مودبانه صحبت می‌کنند اغلب زور گویی نمی‌کنند همچنین اگر در بین بستگان و اعضای فامیل کودکی زورگو وجود دارد والدین باید ارتباطشان را با چنین فردی تا حد امکان کاهش دهند تا دوران کودکی فرزندشان سپری شود؛ کودکان اغلب در سن ۴ سالگی که هیجانات منفی آنها زیاد است تمایل به زورگویی دارند.

    به کودک یاد دهید چگونه بر ترس خود غلبه کند

    بیان داستان و قصه‌ی کسانی که  توانستند در موقعیتهای مختلف بر ترس و اضطراب خود غلبه کنند و شجاعت نشان دهند، نیز موثر است. از کارتون‌های مناسب نیز می توانید بهره‌ی لازم را ببرید.

    به تقویت اعتماد به نفس کودک بپردازید

    اعتماد به نفس و ابراز وجود او را بالا ببرید. زمانیکه کودک اعتماد به نفس لازم را داشته باشد خودش می تواند تصمیم بگیرد در موقعیت کدام نوع رفتار را انجام دهد؛ ترک محیط، برخورد قاطعانه یا بی توجهی. زمانیکه کودک از روش‌های پرخاشگرانه برای ارتباط استفاده می‌کند مهارت‌های اجتماعی لازم را کسب نمی‌کند. به کودک در محیط خانه اجازه دهید با رعایت احترام و حد و مرزها از خود دفاع کند.

    کودکی که در خانه به موقع از خود دفاع می‌کند در بیرون هم اینگونه است. محبت و عشق خود را به فرزندتان انتقال دهید. کودکی که احساس کند مورد محبت و عطوفت خانواده است در ارتباط برقرار کردن با دیگران موفق تر است. شایستگی و مهارت‌های او را افزایش دهید. علاوه بر این در محیط خانه مسئولیت متناسب با سن به او واگذار کنید. چنین فعالیت‌های کمک می‌کند تا اطمینان به خود را پیدا کند و در موقعیت‌های مختلف مقتدرانه تر رفتار کند.

    ارتباط اجتماعی کودک را گسترش دهید

    در ابتدا به این مسئله اشاره کردیم که یکی از عوامل مهم عدم توانایی دفاع از خود در کودکان، تعامل کم با دیگران است. ارتباط اجتماعی کودک را گسترش دهید و او را در موقعیت‌های مختلف قرار دهید؛ بعنوان مثال در کلاس‌های تابستانی ثبت نام کنید و دامنه دوستی او را گسترش دهید. پارک ببرید تا بتواند با کودکان دیگر تعامل داشته باشد و در زمینه نحوه‌ی حضور در اجتماع، کنار آمدن با دیگران و دفاع از خود تجربه کسب کنند.